افشای نقشه راه اینتل نشان از عرضه تراشه 6 هسته ای Coffee Lake در سال 2018 میلادی دارد
با معرفی تراشههای ۱۰ نانومتری Coffee Lake از یک نمونه رده بالای 6 هستهای در سال ۲۰۱۸ رونمایی خواهد کرد.
افشای نقشه راه اینتل نشان از عرضه تراشه 6 هسته ای Coffee Lake در سال 2018 میلادی دارد
با معرفی تراشههای ۱۰ نانومتری Coffee Lake از یک نمونه رده بالای 6 هستهای در سال ۲۰۱۸ رونمایی خواهد کرد.
اتصال فلزات به دیگر مواد با بهرهگیری از گیرههای نانویی
پژوهشگران آلمانی روش الکتروشیمیایی ابداع کردهاند که میتوان فلزات را به هر سطحی همچون دیگر فلزات به شکلی ناگسستنی متصل کرد.
سامسونگ دوربین Gear 360 Pro را همراه با گلکسی اس 8 و پشتبانی از iOS معرفی خواهد کرد
در نظر دارد تا نسل بعدی دوربین واقعیت مجازی گیر 360 را در کنار گلکسی اس 8 رونمایی کند.
سامسونگ بروزرسانی موقتی را برای جلوگیری از انفجار گلکسی نوت 7 منتشر میکند
قصد دارد موقتا برای جلوگیری از انفجار ، بروزرسانی نرمافزاری جدیدی را منتشر کند.
نگاهی دقیقتر به پروسسور Apple A10 حاضر در iPhone 7 و iPhone 7 Plus
واحد خبر mobile.ir : هفته گذشته شرکت پس از مدتها انتظار، و را به عنوان پرچمداران جدید این برند . این دو اسمارتفون که در دو طیف رنگ تازه و حافظههای داخلی حجیمتر در دسترس قرار گرفتند، نهتنها از دوربینهای متحولشدهای برخوردار بودند بلکه حذف المانهای کلاسیکی همچون جک هدست و دکمه فشاری زیر صفحهنمایش نیز نوید آغاز تغییراتی بزرگ را در این نسل میداد؛ تحول در آیفونهای جدید طبیعتا به قسمتهای پردازشی و به خصوص چیپست جدید Apple A10 Fusion هم ادامه پیدا میکند در ادامه سعی میکنیم با این چیپست حاضر در هر دو گوشی آیفون 7 و ایفون 7 پلاس بیشتر آشنا شویم.

نهتنها اپل بلکه بسیاری از کارشناسان این حوزه نیز چیپست A10 را مهمترین و برجستهترین پروسسور تولیدی اپل از زمان استفاده از ساختار 64 بیتی در این مجموعه تلقی میکنند. اپل حتی از این نیز فراتر رفته و A10 را قدرتمندترین چیپست موبایلی که تاکنون ساخته شده است معرفی میکند.

اپل در همان ابتدای معرفی A10 Fusion در جلسه رونمایی از آیفونهای جدید به بزرگترین تغییر فیزیکی رخ داده در این چیپست یعنی 4 هسته پردازشی حاوی 3.3 میلیارد ترانسیستور اشاره کرد. این میزان ترانسیستور تا به امروز در هیچیک از پروسسورهای پیشین اپل حضور نداشته و به عنوان نمونه 2 برابر تعداد ترانسیستورهای حاضر در چیپست A8 دو سال گذشته (حاضر در آیفون 6 و آیفون 6 پلاس) به حساب میآید. در چیپست قبلی یعنی A9 (حاضر در آیفون 6s و آیفون 6s Plus) نیز با اینکه هیچگاه به تعداد دقیق ترانسیستورها اشاره نشد اما از نگاه بسیاری از صاحبنظران این تعداد بیش از 2 میلیارد و کمتر از 3 میلیارد تخمین زده میشود. افزایش چشمگیر تعداد ترانسیستورها تنها یکی از نقاط قوت اصلی A10 به حساب میآید پسوند Fusion (به معنای ادغام و ترکیب) در ادامه نام این مدل به ساختار ناهمگون و اصطلاحا heterogeneous این چیپست اشاره دارد جاییکه برای اولین بار دو هسته پردازشی دیگر به جمع پردازندههای دوگانه قبلی افزوده شده و A10 را بدینترتیب باید یک چیپست چهار هستهای نامید. دو هسته جدید البته از قدرت کمتری در مقایسه با هستههای اصلی برخوردار بوده و برای نیازهای پردازشی سبکتر سیستمعامل به کار گرفته میشوند.

یک سوال مطرح شده در این میان دلیل به کارگیری دو هسته متفاوت دیگر در ساختار A10 از سوی اپل است؛ این شرکت در سالهای گذشته نیاز پردازشی خود را معمولا با ارتقا فرکانس پردازندههای یکسان در ساختار یک چیپست برطرف میکرد اما در A10 با حضور دو نوع مختلف پردازنده شرایط به گونه دیگری پیش میرود. از جمله دلائل این ساختار جدید را باید در حرارت بسیار بیشتر هستههای پردازشی هنگام ارتقا فرکانس و هزینههای کنترل این حرارت جستوجو کرد. بزرگتر کردن پردازندهها به دلیل محدودیتهای فضای ویفر نیز عملا در یک نقطه متوقف میشود و حتی پردازندههای بسیار بزرگتر دسکتاپی نیز به همین علت در نزدیک به یک دهه گذشته از فرکانس 3 تا 4 گیگاهرتز فراتر نرفتهاند. بدینترتیب تقسیم وظایف بین دو نوع مختلف پردازنده با امکان سوئیچ و واگذاری وظایف گوناگون در فضای محدودی به ابعاد یک چیپست موبایلی یکی از راهحلهای منطقی و طبیعی برای افزایش پرفورمنس به نظر میرسد.

یک نکته جالب در این میان، به احتمال فراوان تغییر نکردن پروسه ساخت چیپست A10 نسبت به A9 سال گذشته و استفاده مجدد از فناوری 16 نانومتری FinFET شرکت TSMC است. بدینترتیب برای جا دادن تعداد بسیار بیشتری ترانسیستور در یک چیپست بدون تغییر در فناوری ساخت، چارهای جز بزرگتر کردن فضای ویفر سیلیکونی (die) باقی نمیماند بنابراین به احتمال فراوان ابعاد فیزیکی A10 نیز نسبت به گذشته بزرگتر شده است. بهینهسازی فضا و تغییر در جایگذاری اجزای پردازشی چیپست دیگر راهحل متصور برای اپل برای حفظ معماری ساخت از یک سو و جای دادن ترانسیستورهای بیشتر در آن از سوی دیگر است.
اپل در زمینه کارایی دو هسته قویتر حاضر در A10 به 40 درصد پرفورمنس بیشتر در مقایسه با A9 سال گذشته و 2 برابر بیشتر از A8 سال پیش از آن اشاره کرده است. از سوی دیگر فرکانس 2.33 گیگاهرتزی هستههای قویتر حاضر در A10 تنها نزدیک به 25 درصد بیشتر از فرکانس 1.85 گیگاهرتزی هستههای دوگانه Apple A9 سال گذشته به حساب میآید و این 15 درصد اختلاف باقی مانده (اختلاف 40 درصد مورد ادعادی اپل و 25 درصد ناشی از افزایش فرکانس) باید در جای دیگری به جز کلاک پردازنده رخ داده باشد. از جمله موارد احتمالی منجر به این اختلاف، بهبود کارایی حرارتی سیستم پکیجینگ اختصاصی TSMC موسوم به InFO Packaging است که میتواند تاثیر بسیار ویژهای بر عملکرد کلی سیستم و تفاوت محسوس آن در مقایسه با نسل قبلی داشته باشد. افزایش کلاک پردازنده در A10 نیز به لطف حضور دو هسته ضعیفتر و سیستم مقیاسبندی دینامیک ولتاژ و فرکانس (DVFS) به گونهای تغییر یافته که اینک امکان تقسیم وظایف بین هستهها و یا غیر فعال کردن کلی هستههای دلخواه برای چیپست فراهم میآید.

قدرت پردازشی A10 از نگاه اپل نسبت به آیفون اولیه ارائه شده در سال 2007 تا 120 برابر افزایش یافته است.

اپل همچنین میزان مصرف انرژی هستههای ضعیفتر حاضر در A10 را یک پنجم هستههای اصلی قویتر اعلام کرده که بدینترتیب در مصرف باتری به خصوص برای کارهای سبکی همچون چک کردن ایمیل صرفهجویی بسیار زیاد صورت میگیرد.

ارتقا فرکانس هستههای اصلی به 2.33 گیگاهرتز در A10، اپل را تقریبا در یک رده با رقبای اصلی خود و سازندگانی همچون کوالکام و قرار میدهد. افزایش ولتاژ و ارتقا فرکانس در این مجموعه بیش از همه چیز به دلیل اطمینان اپل از اتلاف حرارتی کمتر این پروسسور صورت گرفته است. به بیان دیگر A10 با تجهیرات جددی خود، بسیار بیشتر از نسلهای قبلی قادر به کنترل و دفع حرارت تولیدی در این مجموعه حتی پس از افزایش ولتاژ و فرکانس بوده و به همین علت دست اپل در قرار دادن ترانسیستورهای بیشتر و افزایش بیشتر کلاک باز بوده است.
امکان به اشتراک گذاشتن حافظه کش و جلوگیری از تاخیر سیستم برای به دست آوردن دیتای فعلی یکی دیگر از گزینههای احتمالی جدید چیپست A10 به حساب میآید. این ایده البته پیش از این در مجموعه ARM در سال 2011 با معرفی ساختار big.LITTLE به کار گرفته شده بود که در آن نوعی وابستگی و اشتراک کش مابین هستههای قویتر (big) و ضعیفتر (LITTLE) رخ میدهد با این تفاوت که این نوع اشتراکگذاری به صورت اختصاصی برای کارکرد با پلتفرم لینوکس (که اندروید نیز زیر شاخهای از آن به حساب میآید) بهینهسازی شده بود و بدینترتیب اپل برای استفاده از این فناوری در مجموعه iOS نیاز به ایجاد تغییرات کلی در این سیستم داشته است.
جدا از مجموعه پردازشی، واحد گرافیکی یا GPU چیپست A10 نیز نسبت به گذشته بسیار با تغییر روبرو شده است. اپل پرفورمنس این قسمت را 50 درصد سریعتر از گرافیک A9 و 3 برابر بیشتر از گرافیک A8 ارزیابی میکند و از این گذشته مصرف انرژی آن را نیز به ترتیب دو-سوم و یک-دوم کمتر از A9 و A8 میداند. این GPU به گفته Phil Schiller، نائب رئیس ارشد بازاریابی جهانی اپل، همانند یک نمونه 6 هستهایست که از لحاظ ساختار شباهتهای نزدیک به A9 دارد.


این گرافیک در مقایسه با نمونه حاضر در آیفون اولیه که در سال 2007 به بازار ارائه شد 240 برابر سرعت بیشتری را ارائه میدهد. این گرافیک از دیدگاه اپل کارایی و قابلیتهایی در سطح یک کنسول بازی را با تکیه بر اسپیکرهای استریو و طیف رنگهای گسترده صفحهنمایش ارائه میدهد.

سامسونگ به دلیل مشکلات گلکسی نوت 7 روی گلکسی اس 8 بیشتر تمرکز میکند
گفته می شود به دلیل مشکلات سامسونگ تمرکز زیادی بر خواهد داشت.
آیفون 7 در انتوتو امتیاز خارق العاده ۱۷۸ هزار را کسب کرد
در کنفرانس معرفی به این موضوع اشاره شده که پرچمداران جدید اپل ۳۰ درصد بهتر از آيفون 6 اس عمل خواهند کرد. حالا امتیاز کسب شده توسط این گوشی در تست بنچمارک انتوتو نشان از اختلاف فاحش آن با پرچمداران اندرویدی بازار دارد.
بلوتوث 5 به زودی در دستگاه های مختلف مورد استفاده قرار میگیرد
که محدودهی پوشش آن ۴ برابر بوده و سرعت انتقال داده آن نیز دو برابر نسل قبلی است، به زودی در دستگاههای مختلف به کار گرفته خواهد شد. در ادامه با همراه شوید.
گزارش مالی HTC از سهماهه دوم سال 2016 – امید برای بازگشت به اوج
واحد خبر mobile.ir : کمپانی در روز سهشنبه 2 آگوست 2016 (12 مرداد 1395) گزارش مالی خود را از سهماهه دوم سال مالی این شرکت — پایان یافته در 30 ژوئن — . بنا بر آنچه در متن گزارش آمده، HTC به لطف عرضه پرچمدار خود، اسمارتفون ، و سیستم واقعیت مجازی Vive، عملکرد قدرتمندتری در سه ماهه دوم سال 2016 داشته است. گفتنی است سیستم واقعیت مجازی Vive با ارتقای برند HTC، موجب شد تا درآمد این کمپانی در مقایسه با سهماهه نخست سال جاری میلادی، 27 درصد رشد کند.
طبق این گزارش نتایج مالی کمپانی HTC در این مدت به شرح زیر است:
• درآمد: 18.9 میلیارد دلار جدید تایوان با حاشیه سود ناخالص 11.4 درصد
• زیان عملیاتی: 4.2 میلیارد دلار جدید تایوان با حاشیه سود عملیاتی -22.5 درصد
• عایدی حاصل از واگذاری زمین در شهر تائویوان (در شمال غربی تایوان): 1 میلیارد دلار جدید تایوان
• زیان خالص پس از کسر مالیات: 3.1 میلیارد دلار جدید تایوان، معادل -3.71 دلار جدید تایوان در هر سهم

HTC 10
گوشی HTC 10، که نسل جدید رده اسمارتفونهای پیشرفته و پرچمدار HTC به شمار میرود، در برخی رسانهها به عنوان بهترین گوشی اندرویدی در بازار معرفی شده که این امر از نگاه HTC نشاندهنده آن خواهد بود که در بازار شدیدا رقابتی کنونی، این برند در حال بازگشت به دوران اوج خود است. HTC در ادامه اشاره میکند که در عرض 2 هفته پس از عرضه اسمارتفون HTC 10، این گوشی توانست 30 جایزه رسانهای را از آن خود نماید و همچنان بازخوردهای مثبتی از طرف کارشناسان دریافت کند. لذا HTC اقبال گسترده جهانی به سمت این محصول را مشاهده کرده و امیدوار است شتاب فروش آن در نیمه دوم سال جاری میلادی نیز ادامه داشته باشد.
در نیمه دوم سه ماهه نخست سال 2016 — که ثبت پیش سفارش برای هدست واقعیت مجازی Vive انجام میگرفت — فروش قدرتمندی برای HTC رقم خورد و تحویل نسخه مصرفکننده این محصول از 5 آوریل (17 فروردین) آغاز شد. این در حالی بود که نسخه بیزنس هدستهای Vive (مخصوص مشتریان سازمانی) در ماه ژوئن عرضه شد. به منظور جان گرفتن و حمایت از رشد صنعت نوپای واقعیت مجازی، کمپانی HTC با همکاری توسعهدهندگان محتوا، شرکای بخش زیرساخت و شرکای صنعت استراتژیک، اکوسیستم قدرتمندی را پایهگذاری کرده است. از جمله اقدامات HTC در این زمینه میتوان به ایجاد محتوایی اشاره کرد که چندین بخش مختلف از جمله سرگرمی، خردهفروشی، آموزش، طراحی، سلامت و خودرو را به هم مرتبط میسازد. به منظور اطمینان از امکان دسترسی گسترده، برنامهای جامع برای گسترش منطقهای و کانالهای توزیع در آمریکا، اروپا و آسیا ترتیب داده شده است.

دیوایس واقعیت مجازی HTC Vive
چر وانگ (Cher Wang)، مدیر عامل و رییس هیئت مدیره HTC، معتقد است که فصل دوم سال 2016، به دلیل عرضه اسمارتفون پرچمدار و سیستم واقعیت مجازی این شرکت، فصل هیجانانگیزی برای HTC بوده است. به گفته وانگ این دو محصول از نظر طراحی، کیفیت ساخت و تجربه کاربری پیشرو بوده و به وعده HTC درباره تحقق شعار “در جستوجوی درخشش” (Pursuit of Brilliance) جامه عمل میپوشانند. وی میافزاید: «در مدت زمان یک سال {گذشته]تصور جدیدی از شرکت ارائه کردیم، جایگاه برتر خود در نوآوری را مجددا به دست آورده و فعالیت مستحکمی را در رده محصولات عمده خود به نمایش گذاشتیم. من بر این باورم که HTC شوق نوآورانه خود را مجددا به دست آورده، و با اطمینان و نبوغ به آینده مینگرد.»
آشنایی با انواع تکنولوژیهای ارتباط بیسیم نوری – بخش دوم : طیف نور قابل مشاهده
واحد خبر mobile.ir : چنان که در اشاره شد، ارتباط بیسیم نوری(OWC)، نوعی راهکار ارتباطی برای انتقال اطلاعات است که در آن از اشعههای نور قابل مشاهده (VL)، مادون قرمز (IR) و یا فرابنفش (UV) برای انتقال سیگنالها استفاده میشود. در این مطلب قصد داریم شما را با تکنولوژی ارتباطات بیسیم نوری مبتنی بر طیف نور قابل مشاهده آشنا کنیم. VLC یا Visible light communication به نوعی از ارتباطات بیسیم نوری اطلاق میشود که برای انتقال دادهها از طیف نور قابل مشاهده با محدوده فرکانسی 400 تا 800 هرتز استفاده میکند. سیستمهای VLC قادرند سیگنالهای داده را با استفاده از لامپهای فلورسنت با سرعتی در حدود 10 کیلوبیت بر ثانیه و یا با استفاده از لامپهای LED با سرعتی بیش از 1.5 گیگابیت در ثانیه بر ثانیه انتقال دهند.

نور قابل مشاهده بخشی کوچک از طیف امواج الکترومغناطیسی است
روش کلی عملکرد این گونه سیستمها به این ترتیب است که دادهها در قالب سیگنالهای نوری از طریق یک منبع نور (در این مورد لامپهای فلورسنت یا LED) ارسال گردیده و در مقصد توسط دیودهای حساس به نور دریافت میگردد. Photodiode یا دیود حساس به نور، فوتونهای نور را جذب نموده و به جریان الکتریکی تبدیل مینماید. در برخی سیستمهای VLC، دستگاه الکترونیکی خاصی مجهز به یک دیود حساس به نور، برای دریافت سیگنالها طراحی میشود. اما در بعضی دیگر از این سیستمها، یک دوربین دیجیتالی عادی و یا دوربین به کار رفته روی یک گوشی هوشمند میتواند نقش دریافت کننده سیگنالها را ایفا کند. چرا که حسگر تصویر به کار رفته در این دوربینها در واقع آرایهایست از دیودهای حساس به نور که برای برخی کاربردها میتواند بهتر و کارآمدتر از یک دیود منفرد باشد. از چنین حسگری میتوان برای برقراری یک ارتباط چند-کاناله با یک ارسال کننده، یا ارتباط با چند منبع نوری بهره گرفت.

به بیان سادهتر، مکانیزم کلی کار سیستمهای VLC به این ترتیب است که برای انتقال دادهها –که اساسا در قالب کدهای دودویی هستند–، لامپهای تولید کننده نور با سرعتی بسیار بالا خاموش و روشن میشوند. در مقصد یک یا چند دیود حساس به نور حالتهای خاموش و روشن را حس نموده، هر حالت خاموش را به عدد صفر و هر حالت روشن را به عدد یک تفسیر و به سیگنالهای الکتریکی قابل درک توسط سیستمهای کامپیوتری تبدیل مینماید. سرعت خاموش و روشن شدن این لامپها آن قدر بالاست که توسط چشم انسان قابل تشخیص نبوده و لامپهای ارسال کننده سیگنالهای نوری در بسیاری از این سیستمهای VLC، قادر به ایفای نقش نوردهی محیطی همچون سایر لامپها هستند. منبع نور مورد استفاده توسط بسیاری از این سیستمها، همان لامپهای LED عادی هستند که توسط یک ریزپردازنده نه چندان پیشرفته کنترل میشوند. بنابراین میتوان گفت که سیستمهای VLC به طور معمول جزو کم هزینهترین راهکارهای ارتباط بیسیم نوری به شمار میروند.
کار تحقیق و توسعه سیستمهای VLC مدرن از سال 2003 به طور جدی آغاز گردید. در آن سال محققین آزمایشگاه Nakagawa در دانشگاه Keio ژاپن موفق شدند تا از LED ها برای انتقال داده به کمک نور استفاده کنند. به دنبال این موفقیت، پروژههای تحقیقاتی مختلفی در سرتاسر دنیا برای توسعه سیستمهای VLC آغاز گردید. از جمله مهمترین این پروژهها میتوان به Smart Lighting Engineering Centre، Omega Project، COWA، ByteLight، D-Light Project،Li-Fi ، UC-Light Centre، و همچنین اشاره نمود. Li-Fi یکی از مهمترین و موفقترین این پروژههاست که تا کنون پیشرفتهای چشمگیری داشته است. پیشنهاد میکنیم تا در صورت تمایل به مطالعه مطلبی مجزا که قبلا در خصوص منتشر نمودهایم، بپردازید.
در ژانویه سال 2010 میلادی، یک تیم متشکل از محققین شرکت زیمنس و موسسه ارتباطات راه دور Fraunhofer در برلین، انتقال داده با سرعت 500 مگابیت بر ثانیه و در فاصلهای 5 متری را به کمک یک LED سفید به نمایش گذاشتند. آنها همچنین انتقال دادهها در فواصلی دورتر را تا سرعت 100 مگابیت بر ثانیه و با استفاده از 5 لامپ LED با موفقیت آزمایش نمودند. پس از آن در جولای 2012 2011 و در یکی از کنفرانسهای زنده TED، انتقال ویدئوی HD به کمک یک لامپ LED استاندارد به نمایش گذاشته شد.
در اکتبر سال 2014 میلادی، شرکت Axrtek اقدام به عرضه یک سیستم VLC تجاری مبتنی بر لامپهای LED سه رنگ RGB به نام MOMO نمود که قادر بود دادهها را با سرعتی معادل 300 مگابیت بر ثانیه و با بردی در حدود 7.6 متر، ارسال و دریافت کند.

برخی کاربردهای قابل انتظار از سیستمهای VLC
یکی از کاربردهای جذاب و مهم سیستمهای VLC، استفاده از آنها به منظور موقعیتیابی اشیاء و اشخاص در محیطهای بسته است. سیستمهای موقعیتیاب داخلی طراحی شده بر اساس تکنولوژی VLC را میتوان در محیطهایی همچون فروشگاهها، بیمارستانها، خانههای سالمندان، انبارها و دفاتر اداری بزرگ، برای موقعیتیابی اشیاء، کنترل روباتها و خودروهای خودران، تعیین موقعیت اشخاص و ارائه خدمات مختلف به آنها مورد استفاده قرار داد. در ماه می سال 2015، شرکت فیلیپس اقدامی مشترک را با شرکت Carrefour –فعال در زمینه سوپرمارکتهای زنجیرهای—آغاز نمود تا با بهره گیری از سیستمهای VLC در یکی از هایپرمارکتهای Carrefour واقع در شهر لیل فرانسه، خدمات مختلفی را به گوشیهای هوشمند مشتریان بر اساس موقعیتشان در فروشگاه ارائه نماید.

بهرهگیری از سیستمهای VLC در ادارات
اگرچه ممکن است استفاده از نور قابل مشاهده برای انتقال داده محدودیتهایی را در مقایسه با امواج رادیویی به همراه داشته باشد، اما در عین حال توسعه و پیشرفت این تکنولوژی، پتانسیل بالایی را برای ارائه خدمات و قابلیتهای جدید فراهم خواهد آورد. تکنولوژی VLC همچون کودکی در حال رشد است که فاصله زیادی تا سن بلوغ خود داشته و با استعدادی که از خود نشان میدهد، آیندهای درخشان برای آن پیشبینی میشود. به عنوان مثال، در حالت ایدهآل هر پیکسل از یک صفحهنمایش میتواند نقش یک کانال ارتباطی برای انتقال اطلاعات را ایفا کند. در کاربردی دیگر، فرض کنید که اتومبیل شما بتواند حین عبور از خیابانها یا هنگام انتظار پشت چهارراهها، اطلاعات مختلفی همچون وضعیت ترافیک خیابانهای پیش رو، تصادفات، محدودیتهای ترافیکی، وضعیت عابرین پیاده، خطرات احتمالی، آب و هوا و غیره را از چراغهای راهنمایی و رانندگی، چراغ خطر خودروهای دیگر و چراغهای روشنایی حاشیه خیابان دریافت کند.