آیا موبایل های تاشو دوباره به صحنه اصلی بازار تلفن های همراه باز می گردند؟

آیا موبایل های تاشو دوباره به صحنه اصلی بازار تلفن های همراه باز می گردند؟

به عقیده بیشتر کارشناسان و کاربران، چند سالیست که طراحی تلفن های همراه درجا می زند و روند پویایی ندارد. اگرچه هر سال صدها اسمارت فون معرفی شده و ده ها میلیون عدد از آنها به فروش می رسد، اما اکثراً از ساختاری مشابه استفاده می کنند، یعنی صفحه ای شیشه ای که در چارچوبی فلزی یا پلاستیکی محصور شده.

شاید به خاطر بیاورید که قریب به 10 سال قبل، اوضاع کاملاً متفاوت بود. در آن دوران هیچ شکل مشخصی برای موبایل وجود نداشت و فرم فکتورهای متنوعی برای آن عرضه می شد، که هرکدام از آنها گروه خاصی از مصرف کنندگان را هدف قرار می دادند.

در این بازه زمانی، موبایل های تاشو نیز نقش برجسته ای داشته و یک سر و گردن بالاتر از دیگر مدل ها قرار می گرفتند. این سری دیوایس ها نه تنها کاربردی محسوب می شدند، بلکه حالتی جذاب و خاص به کاربر می دادند، چیزی که در بیشتر تلفن های همراه امروزی دیده نمی شود.

در این نوشته می خواهیم ببنیم آیا قالب موبایل تاشو می تواند دوباره به صحنه اصلی صنعت اسمارت فون باز گردد یا خیر.

مفهومی با نام فبلت

از بدو پیدایش موبایل های تاشو، استفاده از این دیوایس ها دستخوش تغییراتی بنیادین شد. دستگاه های نه چندان باهوش سابق جای خود را به همتایان هوشمند شان دادند، و در حال حاضر برای برخی از ساکنین کره زمین، اسمارت فون تنها ابزار هوشمند به حساب می آید.

با افزایش توان پردازشی، ابعاد موبایل ها هم رشد شگرفی داشت تا خریداران بتوانند از آنها به عنوان دیوایس کامپیوتری استفاده نمایند، اما این موضوع نتواست تلفن های تاشو را از میدان بیرون کند، زیرا فضای نمایش بیشتر صرفاً در نمایشگرهای بزرگ تر خلاصه نمی شود.

به همین دلیل تولیدکنندگان تصمیم گرفتند ابعاد دستگاه را بزرگ تر نموده و یک نمایشگر دیگر را نیز به دیوایس بیافزایند. در این دوره شاهد دیوایس هایی همچون Tablet P سونی و Kyocera Echo بودیم که نشان دادند اجرای طرح فوق نسبتاً دشوار است.

یکی از این مشکلات، شارژدهی باتری بود. سخت افزار مدرن و محدودیت های باتری در حال حاضر به سختی از عهده یک نمایشگر بر می آیند، چه برسد به اینکه بخواهند دو یا چند صفحه را تغذیه کنند. به همین دلیل هر دو دیوایس مذکور از شارژدهی ضعیفی برخوردار بوده، ضمن اینکه نسبتاً سنگین وزن به شمار می آمدند.

البته نمی توان به ایده فوق خرده گرفت. زمانی که فرم فکتور تاشو به ذهن طراحان رسید، مفهوم سخت افزار موبایل تا حد زیادی با حال حاضر تفاوت داشت. اگر تلفن همراه تنها برای مکالمه صوتی و ارتباط متنی استفاده شود، فقط به یک صفحه شماره گیری، آنتن و نمایشگری کوچک با رزولوشن کم برای ارائه اطلاعاتی جزئی نیاز خواهید داشت.

اما اکنون علاوه بر صفحات نمایش بزرگ، حسگرهای متعددی در اسمارت فون تعبیه می شود، پردازنده های اصلی بسیار بزرگ تر شده اند، و دوربین ها و غیره نیز هر روز حجم بیشتری را به خود اختصاص می دهند. اگرچه کوچک سازی در اواسط دهه 1990 تا به امروز پیشرفت های قابل توجهی داشته، اما باز هم تعبیه این همه قطعه حرفه ای در چارچوبی کوچک کار بسیار دشواریست.

حال در این وضعیت بغرنج، افزودن لولا و نمایشگر ثانویه در روند طراحی به هیچ وجه به ساده تر شدن اوضاع ختم نخواهد شد، ضمن اینکه مسائلی همچون پراکندگی حرارت، دوام و غیره نیز پیش می آید. ساخت ابزارهایی کوچک، کاربردی و بادوام، هیچگاه کار ساده ای نبوده است.

flip-phone-7

این کاهش فضای موجود در طراحی، پیامد نامطلوب دیگری را نیز داشته است: عمر باتری. دیوایس های مدرن عملکرد بسیار ضعیفی در زمینه مقدار شارژدهی دارند، زیرا نمایشگرهای پرمصرف و پردازنده های قدرتمند، در اسرع وقت تمام توان باتری را می بلعند. موبایل هایی که پیش از این با یک بار شارژ به راحتی تا یک هفته دوام می آوردند، اکنون نهایتاً کاربر را به مدت یک روز همراهی می کنند.

حال که چنین وضعیت نابسامانی در اسمارت فون هایی با یک نمایشگر وجود دارد، تصور کنید افزودن نمایشگر ثانویه چه شرایطی را در پی خواهد داشت. در واقع تحت اوضاع کنونی، تنها با افزایش ابعاد محصول نهایی می توان تمامی قطعات پرمصرف را کنار هم جای داد، عملی که مورد پسند کاربران و خریداران قرار نخواهد گرفت.

روش های مختلف برای طراحی موبایل تاشو

شاید بهتر باشد این تصور را کنار بگذاریم که تلفن همراه تاشو حتماً باید دو نمایشگر داشته باشد. در واقع می توان همچون قدیم، اسمارت فون هوشمندی ساخت که حالتی تاشو داشته و به جای نمایشگر ثانویه از صفحه کلید فیزیکی بهره مند باشد.

ال جی در اواخر سال 2015 موبایل هوشمند Wine Smart را روانه بازارهای جهانی کرد، دیوایسی که از اندروید 5.1، یک گیگابایت رَم و چیپست اسنپدراگون 210 برخوردار بوده و اگرچه پرچمدار محسوب نمی گردد، اما ایده مورد بحث را به کار گرفته است.

در این تلفن همراه از نمایشگر 3.2 اینچی با رزولوشن 320×480 استفاده شده که نمی توان جایزه برترین صفحه نمایش سال را به آن عطا کرد، هرچند برخی فعالیت های ساده همچون پیام رسانی، مرور وب و اپلیکیشن های عمومی را امکان پذیر می سازد.

در واقع موبایل Wine Smart اگرچه محصولی جالب و مقرون به صرفه است، اما در روزگار کنونی چندان کاربردی نیست. اگر دیوایس های تاشو بخواهند دوباره به ویترین فروشگاه ها راه بیابند، چاره ای جز قدرتمندتر شدن ندارند. البته با توجه به افزایش روزافزون اقبال عمومی به تلفن های تاشو در ژاپن، شاید این فرم فکتور در رده اقتصادی بتواند جایگاه مناسبی پیدا

کند.

یکی دیگر از مشکلات این نوع طراحی، ترجیح کاربران به استفاده از محصولاتی فاقد دکمه های فیزیکی است. شاید ده سال قبل این صفحه کلیدها کاملاً رایج بودند، اما با معرفی صفحات لمسی، روز به روز از تعداد دکمه ها کاسته شد و دیگر کسی به فشردن فیزیکی دکمه علاقه ندارد.

در واقع سلیقه عمومی به سمت حذف تمامی دکمه ها پیش می رود، و شایعات نشان می دهند گلکسی S8 سامسونگ از نمایشگری تمام صفحه برخوردار بوده، یا آیفون بعدی همان دکمه فیزیکی هوم نصفه-نیمه کنونی را هم نخواهد داشت. گویی همه به سمت مینیمالیسم پیش می روند، و همه چیز باید شکل ساده تری به خود بگیرند.

پیش به سوی انعطاف پذیری

خب، اصلاً نمایشگر دوم به چه کار می آید؟ طراحی موبایل های تاشو در گذشته بسیار ساده بود، صفحه کلید در پایین، نمایشگر در بالا. افزودن یک صفحه نمایش دیگر به این مجموعه فقط می تواند اوضاع را خراب تر کند.

البته کاربران خیلی حرفه ای که قصد دارند اطلاعات زیادی را در آن واحد دریافت کنند، می توانند از دو نمایشگر بهره کافی ببرند، اما برای باقی افراد، صرفاً چسباندن دو موبایل به یکدیگر کاری از پیش نخواهد برد.

برای اینکه واقعاً اسمارت فون تاشو مورد استقبال قرار گیرد، تولیدکنندگان و طراحان باید این مسئولیت را بر عهده بگیرند که مفهومی نوین را عرضه کنند، نه فقط به دلیل نوستالژیک بودن این محصول به عرضه آن اقدام نمایند. قفل این درب تنها با کلید نوآوری باز خواهد شد.

با در نظر گرفتن این موضوع، می توان به راه حل جایگزین نیز اشاره کرد: نمایشگرهای انعطاف پذیر. البته صفحات نمایش خمیده چند وقتیست در موبایل های سری Edge سامسونگ به کار گرفته می شوند، اما نمونه هایی با قابلیت خمش و تا شدن کامل، هنوز به نمایشگاه های فناوری محدود هستند.

قطعاً موبایلی تاشو در فرم فکتور قدیمی اما با نمایشگر بزرگ و انعطاف پذیر، می تواند ظاهری متمایز و خاص را با جلوه ای آینده نگرانه در اختیار علاقه مندان قرار دهد و روح تازه ای در صنعت اسمارت فون بدمد. البته فعلاً تنها محصولی که به ایده نمایشگرهای انعطاف پذیر نزدیک شده G Flex 2 ساخت ال جی است، و به نظر می رسد هنوز چند سال زمان لازم است تا این تکنولوژی به بازار مصرف عمومی راه پیدا کند.

شکار آن یک درصد معروف

تمام آنچه تا به اینجا نوشتیم، بر این اساس بنیان نهاده شده بود که فرم فکتور موبایل تاشو از بین رفته، و باید قبول کرد که این ادعا تا حد زیادی صحت دارد. با این حال طی چند سال گذشته، مواردی از تجدید حیات آن را در قالب محصولاتی لوکس و تجملی دیده ایم.

این دیوایس ها برای یک سری افراد خاص طراحی می شوند، همان هایی که با دیدن آیفون 7 می گویند «عجب موبایلی! اگر دورش طلاکاری و الماس نشان می شد، حتماً می خریدمش!»، همان اشخاصی که پولشان از پارو بالا می رود.

جالب است که سامسونگ بیش از دیگران به این اقلیت انگشت شمار چشم طمع دوخته، و چندی پیش جدیدترین موبایل تاشوی بازار را با نام W2017 عرضه کرده، محصولی که فقط مختص بازار چین بوده و قیمتی بالای 3000 دلار دارد.

این اسمارت فون علاوه بر بهره گیری از دو نمایشگر، سخت افزاری در حد پرچمداران سال 2016 دارد و از چیپست اسنپدراگون 820، چهار گیگابایت رَم، 64 گیگابایت حافظه داخلی و دوربین 12 مگاپیکسلی با کیفیت برخوردار است.

با این حال همان طور که گفتیم، چنین دستگاه هایی معمولاً برای افرادی ساخته می شود که نمی دانند پولشان را چگونه خرج کنند، اما برای کاربران عادی هنوز موبایل تاشو اقتصادی، کاربردی و قدرتمند، مفهوم آشنایی محسوب نمی گردد.

Flipping the book closed

با این حساب، آیا می توان به بازگشت فرم فکتور دوست داشتنی تاشو امیدوار بود؟ فعلاً تنها پاسخی که به ذهن می آید، منفی است. غلبه بر مشکلات فنی و یافتن کاربردی ویژه برای نمایشگر ثانویه، در حال حاضر نسبتاً دشوار بوده و طراحان و تولیدکنندگان موبایل دوست ندارند آنها را به مشکلات کنونی خود بیافزایند.

اما می توان نمایشگرهای تاشدنی را در آینده ای نزدیک متصور شد، اگرچه سامسونگ به عنوان یکی از پیشگامان این تکنولوژی، به صراحت اعلام کرده فعلاً قصد وارد شدن به این حوزه را ندارد، که اقدامی معقول به شمار می رود، چون تلاش های متعدد در زمینه نوآوری و ارائه محصولی متفاوت، از جمله پروژه آرای گوگل و موبایل ماژولار ال جی با شکست مواجه شده اند.

در مجموع می توان گفت به جز چند نمونه دیوایس گران قیمت و لوکس که آن یک درصد خاص را هدف گرفته اند، در حال حاضر باید اذعان کرد موبایل تاشوی مدرن دیگر مفهومی ندارد، مگر اینکه طرحی کاملاً نو و انقلابی از سوی تولیدکننده ای ریسک پذیر معرفی شود.

The post appeared first on .

آیا موبایل های تاشو دوباره به صحنه اصلی بازار تلفن های همراه باز می گردند؟

دانلود رایگان اینستاگرام

اتوبوس های الکتریکی جدید با شعاع حرکتی بیش از ۵۰۰ کیلومتر وارد بازار می شوند

اتوبوس های الکتریکی جدید با شعاع حرکتی بیش از ۵۰۰ کیلومتر وارد بازار می شوند
اتوبوس های الکتریکی جدید با شعاع حرکتی بیش از ۵۰۰ کیلومتر وارد بازار می شوند

اتوبوس‌های برقی شرکت پروترا با ویژگی‌های منحصربه‌فردی همچون شعاع حرکتی ۵۶۰ کیلومتری، به سیستم حمل‌و‌نقل عمومی کشور آمریکا راه یافته‌اند.

اتوبوس های الکتریکی جدید با شعاع حرکتی بیش از ۵۰۰ کیلومتر وارد بازار می شوند

گوشی های پیکسل گوگل به صورت رسمی 13 مهر ماه رونمایی می شوند

گوشی های پیکسل گوگل به صورت رسمی 13 مهر ماه رونمایی می شوند
گوشی های پیکسل گوگل به صورت رسمی 13 مهر ماه رونمایی می شوند

پس از مدت ها شایعه بالاخره گوگل تایید کرد که گوشی های پیکسل این شرکت ۱۳ مهر ماه معرفی می‌شوند.

گوشی های پیکسل گوگل به صورت رسمی 13 مهر ماه رونمایی می شوند

دنیای تحلیل های اشتباه: معتبرترین وب سایت های اینترنت در مورد آیفون چه فکر می کردند؟

دنیای تحلیل های اشتباه: معتبرترین وب سایت های اینترنت در مورد آیفون چه فکر می کردند؟

آیفون در ۲۹ ژوئن سال ۲۰۰۷ از راه رسید و چند روز پیش تولد ۹ سالگی اش را جشن گرفت. اما در آن زمان، آیفون تلفن هوشمندی محسوب می شد که دنیای موبایل مشابهی برای آن ندیده بود. البته اولین آیفون، کاستی های زیادی داشت. از ارتباط 3G برخوردار نبود، از MMS پشتیبانی نمی کرد و از همه بدتر، با کپی و پیست آشنایی نداشت اما نمایشگر تاچ بسیار عالی و مرورگر وب اجازه نمی دادند تا کاستی های آن چندان به چشم آیند.

بدون اغراق آیفون پس از مدت کوتاهی تبدیل شد به یک استاندارد طلایی در دنیای موبایل ها؛ چه از نظر سخت افزاری و چه از نظر نرم افزاری.

در زمان عرضه، آیفون از سوی بسیاری از بررسی کنندگان مورد تحسین قرار گرفت اما در دنیای تکنولوژی همه نظر موافقی در مورد آن نداشتند، مخصوصا پیش از عرضه اش. تعداد زیادی از وب سایت های مطرح پوشش دهنده اخبار و تحلیل های دنیای تکنولوژی تصمیم گرفتند تمرکز داشته باشند بر نقاط ضعف اولین آیفون و آنها را به کاربران نشان دهند. در ادامه، برخی از تحلیل و بررسی های اولیه را مرور خواهیم کرد که آیفون را محصولی موفق نمی دانستند.

در مورد نمایشگر:

این موبایل ضخامتی ۱۱.۶ میلیمتری دارد و تقریباً تمام بخش جلوی آن را نمایشگر فرا گرفته است. این یعنی شیشه. و همانگونه که همه می دانیم، شیشه استعداد شکستن دارد. در نتیجه زمانی که آقای خریدار موبایل جدیدش را تهیه می کند و آن را در جیب پشتی شلوارش قرار می دهد، جای تعجبی ندارد که بعد از چند دقیقه متوجه شود که شیشه، تحمل وزن ۲۰۰ پوندی او را ندارد.

تک کرانچ میانه چندان خوبی با کیبورد مجازی آیفون هم نداشت:

کیبورد مجازی آیفون به همان اندازه برای ایمیل زدن مفید است که فرض کنید بخواهید با تلفن های قدیمی که شماره گیر آنها چرخنده بود، پیامک بزنید. تعجبی ندارد اگر پس از مدت کوتاهی، عده زیادی از کاربرانی که بلک بری های خود را به دست فراموشی سپرده اند، ابراز ندامت و پشیمانی کنند.

تک کرانچ همچنین پیش بینی کرد که نخستین آیفون، پر از باگ باشد. چرا؟ چون اپل عرضه اش را در روز جمعه شروع کرده است!

تا ۲۹ ژوئن نمی توان به شکل قطعی در مورد این محصول نظر داد اما تصور می شود که برای عرضه آیفون به بازار عجله شده و پیش از آنکه همه مهندسان اپل آن را تایید کنند، عرضه می شود.

علاوه بر این، اپل هیچگاه محصولی را در روز جمعه عرضه نکرده و همین موضوع همه را به تفکر وا می دارد. اپل خودش هم احتمال عرضه محصولی پر از باگ را می دهد

یک هفته پیش از عرضه آیفون، وب سایت AdAge مقاله ای در مورد شکست این تلفن هوشمند منتشر کرد. چرا؟ به این دلیل که در دنیای تکنولوژی محصولاتی که می خواستند چند کار را با هم انجام دهند، هیچ وقت موفق نبودند.

پیش بینی شماره یک: آیفون موجب ناامیدی بزرگی می شود.

هیاهوی پیرامون این محصول بی اندازه زیاد بوده. اپل می گوید که این موبایل رسماً پنج سال از زمان خود جلوتر است و سپس تحلیلگران بازار بورس می گویند که آیفون قرار است تبدیل به محصولی پرطرفدارتر از آیپاد شود.

فکر نمی کنم. آیپاد یک محصول واگرا بود در حالی که آیفون صرفا یک محصول همگراست. میان این دو، تفاوتی بزرگ وجود دارد.

پیش بینی شماره دو: رسانه تصمیم می گیرد شکست آیفون را به اجرای نامناسب ایده ها نسبت دهد نه مفهوم کلی این موبایل.

تصور کنید که آیفون شکست بخورد. آیا شکست یک محصول همگرای دیگر موجب می شود تا بزرگان صنعت تکنولوژی متوجه حماقت خود شوند؟ بسیار بعید است. زمانی که مفهومی مانند همگرایی بر نیروی تخیل چیره شود، کم پیش می آید که شاهد مرگش باشیم.

(توضیح مترجم: واگرایی به معنای ارائه خلاقیت و همگرایی به منظور پیشبرد مسائل با استفاده از راه حل های قدیمی است.)

بلومبرگ:

بزرگان این صنعت نظیر نوکیا و موتورولا از رسیدن آیفون هراسی ندارند. آیفون چیزی نیست جز یک اسباب بازی لوکس برای افرادی که دیوانه وار گجت های تازه را دوست دارند. اما این موبایل، محصولی نخواهد بود که بتواند صنعتی که وارد آن شده را دست خوش تحول کند.

تحلیل گاردین در روز عرضه آیفون:

آیفون، موبایل مورد انتظار از اپل که امروز در ایالات متحده عرضه می شود به دلیل فقدان 3G نمی تواند تبدیل به محصولی فراگیر شود.

تحقیقات بین المللی از سوی موسسه Universal McCann نشان می دهد که هدف اپل مبنی بر فروش ۱۰ میلیون آیفون تا پایان سال ۲۰۰۸، بیش از اندازه بلندپروازانه است.

آیفون ترکیب کننده موبایل، موسیقی، ویدیو و وب است و در کنار آن ویژگی ارسال ایمیل را هم دارد اما تحقیقات نشان می دهد که تقاضا برای دستگاه هایی که این ویژگی ها را (به شکل مجزا) داشته اند، در سال های اخیر به کمترین حد رسیده است.

موارد زیادی هست که می توان آیفون را برای آنها تحسین کرد. سخت افزاری زیبا که استفاده از آن راحت به نظر می رسد. استیو جابز و تیم توسعه آیفون دستاورد بزرگی داشته اند. پس اجازه دهید از لحظه بزرگ خود لذت ببرند.

اما پس از تمام این هیاهو (iHype)، اجازه بدهید یک مورد را واضح بگوییم. آیفون، آینده نیست. این یک موبایل انقلابی نیست که بخواهد ما را وارد عصر تازه ای کند.

این محصول زیبا در واقع بسیار هم قدیمیست. چرا؟ چون تلاش می کند تا اپل و AT&T را به جای شما در مرکز کنترل قرار دهد.

در این میان باید یاد و خاطره استیو بالمر را هم زنده کرد:

«هیچ شانسی وجود ندارد که آیفون بتواند سهم زیادی از بازار موبایل را به خود اختصاص دهد. هیچ شانسی. این یک محصول ۵۰۰ دلاریست. شاید پول زیادی از آن درآورند، اما اگر نگاهی دقیق داشته باشید به ۱.۳ میلیارد موبایلی که فروخته می شوند، من ترجیح می دهم که نرم افزار ما در ۶۰ الی ۷۰ یا حتی ۸۰ درصدشان وجود داشته باشد. شاید اپل بتواند ۲ یا ۳ درصد از این سهم را به خود اختصاص دهد.»

The post appeared first on .

دنیای تحلیل های اشتباه: معتبرترین وب سایت های اینترنت در مورد آیفون چه فکر می کردند؟

آیفون در ۲۹ ژوئن سال ۲۰۰۷ از راه رسید و چند روز پیش تولد ۹ سالگی اش را جشن گرفت. اما در آن زمان، آیفون تلفن هوشمندی محسوب می شد که دنیای موبایل مشابهی برای آن ندیده بود. البته اولین آیفون، کاستی های زیادی داشت. از ارتباط 3G برخوردار نبود، از MMS پشتیبانی نمی کرد و از همه بدتر، با کپی و پیست آشنایی نداشت اما نمایشگر تاچ بسیار عالی و مرورگر وب اجازه نمی دادند تا کاستی های آن چندان به چشم آیند.

بدون اغراق آیفون پس از مدت کوتاهی تبدیل شد به یک استاندارد طلایی در دنیای موبایل ها؛ چه از نظر سخت افزاری و چه از نظر نرم افزاری.

در زمان عرضه، آیفون از سوی بسیاری از بررسی کنندگان مورد تحسین قرار گرفت اما در دنیای تکنولوژی همه نظر موافقی در مورد آن نداشتند، مخصوصا پیش از عرضه اش. تعداد زیادی از وب سایت های مطرح پوشش دهنده اخبار و تحلیل های دنیای تکنولوژی تصمیم گرفتند تمرکز داشته باشند بر نقاط ضعف اولین آیفون و آنها را به کاربران نشان دهند. در ادامه، برخی از تحلیل و بررسی های اولیه را مرور خواهیم کرد که آیفون را محصولی موفق نمی دانستند.

در مورد نمایشگر:

این موبایل ضخامتی ۱۱.۶ میلیمتری دارد و تقریباً تمام بخش جلوی آن را نمایشگر فرا گرفته است. این یعنی شیشه. و همانگونه که همه می دانیم، شیشه استعداد شکستن دارد. در نتیجه زمانی که آقای خریدار موبایل جدیدش را تهیه می کند و آن را در جیب پشتی شلوارش قرار می دهد، جای تعجبی ندارد که بعد از چند دقیقه متوجه شود که شیشه، تحمل وزن ۲۰۰ پوندی او را ندارد.

تک کرانچ میانه چندان خوبی با کیبورد مجازی آیفون هم نداشت:

کیبورد مجازی آیفون به همان اندازه برای ایمیل زدن مفید است که فرض کنید بخواهید با تلفن های قدیمی که شماره گیر آنها چرخنده بود، پیامک بزنید. تعجبی ندارد اگر پس از مدت کوتاهی، عده زیادی از کاربرانی که بلک بری های خود را به دست فراموشی سپرده اند، ابراز ندامت و پشیمانی کنند.

تک کرانچ همچنین پیش بینی کرد که نخستین آیفون، پر از باگ باشد. چرا؟ چون اپل عرضه اش را در روز جمعه شروع کرده است!

تا ۲۹ ژوئن نمی توان به شکل قطعی در مورد این محصول نظر داد اما تصور می شود که برای عرضه آیفون به بازار عجله شده و پیش از آنکه همه مهندسان اپل آن را تایید کنند، عرضه می شود.

علاوه بر این، اپل هیچگاه محصولی را در روز جمعه عرضه نکرده و همین موضوع همه را به تفکر وا می دارد. اپل خودش هم احتمال عرضه محصولی پر از باگ را می دهد

یک هفته پیش از عرضه آیفون، وب سایت AdAge مقاله ای در مورد شکست این تلفن هوشمند منتشر کرد. چرا؟ به این دلیل که در دنیای تکنولوژی محصولاتی که می خواستند چند کار را با هم انجام دهند، هیچ وقت موفق نبودند.

پیش بینی شماره یک: آیفون موجب ناامیدی بزرگی می شود.

هیاهوی پیرامون این محصول بی اندازه زیاد بوده. اپل می گوید که این موبایل رسماً پنج سال از زمان خود جلوتر است و سپس تحلیلگران بازار بورس می گویند که آیفون قرار است تبدیل به محصولی پرطرفدارتر از آیپاد شود.

فکر نمی کنم. آیپاد یک محصول واگرا بود در حالی که آیفون صرفا یک محصول همگراست. میان این دو، تفاوتی بزرگ وجود دارد.

پیش بینی شماره دو: رسانه تصمیم می گیرد شکست آیفون را به اجرای نامناسب ایده ها نسبت دهد نه مفهوم کلی این موبایل.

تصور کنید که آیفون شکست بخورد. آیا شکست یک محصول همگرای دیگر موجب می شود تا بزرگان صنعت تکنولوژی متوجه حماقت خود شوند؟ بسیار بعید است. زمانی که مفهومی مانند همگرایی بر نیروی تخیل چیره شود، کم پیش می آید که شاهد مرگش باشیم.

(توضیح مترجم: واگرایی به معنای ارائه خلاقیت و همگرایی به منظور پیشبرد مسائل با استفاده از راه حل های قدیمی است.)

بلومبرگ:

بزرگان این صنعت نظیر نوکیا و موتورولا از رسیدن آیفون هراسی ندارند. آیفون چیزی نیست جز یک اسباب بازی لوکس برای افرادی که دیوانه وار گجت های تازه را دوست دارند. اما این موبایل، محصولی نخواهد بود که بتواند صنعتی که وارد آن شده را دست خوش تحول کند.

تحلیل گاردین در روز عرضه آیفون:

آیفون، موبایل مورد انتظار از اپل که امروز در ایالات متحده عرضه می شود به دلیل فقدان 3G نمی تواند تبدیل به محصولی فراگیر شود.

تحقیقات بین المللی از سوی موسسه Universal McCann نشان می دهد که هدف اپل مبنی بر فروش ۱۰ میلیون آیفون تا پایان سال ۲۰۰۸، بیش از اندازه بلندپروازانه است.

آیفون ترکیب کننده موبایل، موسیقی، ویدیو و وب است و در کنار آن ویژگی ارسال ایمیل را هم دارد اما تحقیقات نشان می دهد که تقاضا برای دستگاه هایی که این ویژگی ها را (به شکل مجزا) داشته اند، در سال های اخیر به کمترین حد رسیده است.

موارد زیادی هست که می توان آیفون را برای آنها تحسین کرد. سخت افزاری زیبا که استفاده از آن راحت به نظر می رسد. استیو جابز و تیم توسعه آیفون دستاورد بزرگی داشته اند. پس اجازه دهید از لحظه بزرگ خود لذت ببرند.

اما پس از تمام این هیاهو (iHype)، اجازه بدهید یک مورد را واضح بگوییم. آیفون، آینده نیست. این یک موبایل انقلابی نیست که بخواهد ما را وارد عصر تازه ای کند.

این محصول زیبا در واقع بسیار هم قدیمیست. چرا؟ چون تلاش می کند تا اپل و AT&T را به جای شما در مرکز کنترل قرار دهد.

در این میان باید یاد و خاطره استیو بالمر را هم زنده کرد:

«هیچ شانسی وجود ندارد که آیفون بتواند سهم زیادی از بازار موبایل را به خود اختصاص دهد. هیچ شانسی. این یک محصول ۵۰۰ دلاریست. شاید پول زیادی از آن درآورند، اما اگر نگاهی دقیق داشته باشید به ۱.۳ میلیارد موبایلی که فروخته می شوند، من ترجیح می دهم که نرم افزار ما در ۶۰ الی ۷۰ یا حتی ۸۰ درصدشان وجود داشته باشد. شاید اپل بتواند ۲ یا ۳ درصد از این سهم را به خود اختصاص دهد.»

The post appeared first on .

دنیای تحلیل های اشتباه: معتبرترین وب سایت های اینترنت در مورد آیفون چه فکر می کردند؟