بررسی گوشی شیائومی Redmi Note 15 Pro Plus

سری ردمی نوت ۱۵ این‌بار حدود یک ماه زودتر وارد بازار جهانی شده، اما شیائومی می‌گوید همچنان ارتقاهای نسلی در بخش‌های مختلف ارائه شده است. نسخه چینی این گوشی با مدل جهانی تفاوت دارد؛ مدل چینی دوربین تله‌فوتوی اختصاصی و باتری بزرگ‌تر دارد، اما نسخه جهانی با سخت‌افزار سبک‌تر، شارژ سریع‌تر و حسگر اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی عرضه می‌شود. مدل جهانی که موضوع این بررسی است، نسبت به ردمی نوت ۱۴ پرو پلاس نمایشگر بزرگ‌تر و روشن‌تر ۶.۸۳ اینچی، تراشه قوی‌تر اسنپدراگون 7s نسل ۴، باتری بزرگ‌تر و استاندارد مقاومت بالاتر ارائه می‌دهد. در این بررسی گوشی موبایل Redmi Note 15 Pro Plus را زیر ذره‌بین قرار خواهیم داد.

مشخصات شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس در یک نگاه

بدنه شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس با وزن ۲۰۷ گرم و ابعاد ۱۶۳.۳×۷۸.۳×۸.۲ میلی‌متر ساخته شده و از شیشه گوریلا گلس ویکتوس ۲ (Gorilla Glass Victus 2) در جلو و بسته به نسخه، شیشه یا پوشش چرمی‌مانند در پشت استفاده می‌کند. این مدل با استانداردهای IP68 و IP69K در برابر گردوغبار، فشار آب و سقوط تا ارتفاع ۲.۵ متر مقاوم است. نمایشگر ۶.۸۳ اینچی AMOLED با پشتیبانی از ۶۸ میلیارد رنگ، نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز، PWM با فرکانس ۳۸۴۰ هرتز، استانداردهای HDR10+ و دالبی ویژن و روشنایی ۳۲۰۰ نیت کیفیت بسیار بالایی ارائه می‌دهد.

قدرت دستگاه توسط تراشه ۴ نانومتری اسنپدراگون 7s نسل ۴ تأمین می‌شود که شامل هشت هسته پردازشی و پردازنده گرافیکی Adreno 810 است. این گوشی در نسخه‌های ۸/۲۵۶، ۱۲/۲۵۶ و ۱۲/۵۱۲ گیگابایت با حافظه UFS 2.2 عرضه می‌شود و با اندروید ۱۵ و HyperOS 2 اجرا می‌شود.

دوربین اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی با لرزش‌گیر اپتیکال و فوکوس چندجهته، دوربین فوق‌عریض ۸ مگاپیکسلی و دوربین سلفی ۳۲ مگاپیکسلی مجموعه تصویربرداری دستگاه را تشکیل می‌دهند. فیلم‌برداری با دوربین اصلی تا کیفیت 4K با ۳۰ فریم و با دوربین‌های دیگر تا 1080p با ۶۰ فریم انجام می‌شود.

باتری ۶۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی از شارژ سریع ۱۰۰ واتی پشتیبانی می‌کند و طبق اعلام شیائومی در ۴۰ دقیقه شارژ کامل می‌شود. شارژ معکوس ۲۲.۵ واتی نیز وجود دارد.

در بخش ارتباطات، پشتیبانی از 5G، eSIM، وای‌فای، بلوتوث ۵.۴، NFC و مادون‌قرمز ارائه شده و حسگر اثرانگشت زیر نمایشگر و اسپیکرهای استریو با دالبی آتموس نیز در دسترس هستند.

نمایشگر بزرگ‌تر و باتری حجیم‌تر برای بسیاری از کاربران جذاب است، اما کاهش سرعت شارژ از ۱۲۰ به ۱۰۰ وات روی کاغذ کمی عقب‌گرد محسوب می‌شود. با این حال، عملکرد واقعی همیشه با اعداد متفاوت است. دوربین‌ها نسبت به نسل قبل تغییر زیادی نکرده‌اند، اما حسگر اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی و بهبودهای فیلم‌برداری پیشرفت‌های مهمی هستند؛ هرچند همچنان انتظار می‌رود شیائومی دوربین فوق‌عریض ۸ مگاپیکسلی قدیمی را کنار بگذارد.

محتویات داخل جعبه گوشی شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس

در بخش جعبه‌گشایی، نسخه بررسی‌شده شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو شامل شارژر ۱۰۰ واتی مناسب، کابل USB-A به USB-C و یک قاب محافظ سیلیکونی است. البته باید توجه داشت که در برخی بازارها مانند اروپا، ممکن است شارژر در جعبه قرار نداشته باشد و کاربران برای دستیابی به سریع‌ترین سرعت شارژ مجبور به خرید جداگانه آن باشند.

طراحی، کیفیت ساخت و ارگونومی

طراحی شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس نسبت به نسل قبل تغییر اساسی ندارد و همچنان از همان جزیره دوربین مربعی گرد و پنل‌های خمیده جلو و پشت استفاده می‌کند. مهم‌ترین تغییر، فریم کناری تخت است که ظاهر دستگاه را مدرن‌تر کرده و با طراحی مدل‌های جدید شیائومی هماهنگ‌تر شده است. نمایشگر نیز اکنون از هر چهار طرف انحنا دارد و حس یک گوشی رده‌بالا را منتقل می‌کند.

برخلاف ردمی نوت ۱۴ پرو پلاس که طراحی متفاوتی داشت، این مدل با زبان طراحی نسخه استاندارد ردمی نوت ۱۵ و مدل پرو یکپارچه شده است. رنگ‌بندی شامل مشکی، آبی یخی و قهوه‌ای شکلاتی است و بسته به نسخه، پشت دستگاه از شیشه گوریلا گلس 7i یا پوشش خرید بکلینک چرمی مصنوعی تشکیل شده است (فریم کناری همچنان آلومینیومی است).

نمایشگر مانند قبل با گوریلا گلس ویکتوس ۲ محافظت می‌شود، اما استانداردهای IP68 و IP69K به این نسل اضافه شده که مقاومت دستگاه را در برابر آب، گردوغبار و فشار بالا افزایش می‌دهد. حسگر اثرانگشت اپتیکال کمی پایین‌تر از حد معمول قرار گرفته و استفاده از آن را سخت‌تر می‌کند، اما سرعت و دقت خوبی دارد.

دکمه پاور و صدا در سمت راست قرار دارند و درگاه سیم‌کارت دوگانه در پایین دیده می‌شود. این مدل از میکرو SD پشتیبانی نمی‌کند، اما eSIM دارد. در مجموع، طراحی دستگاه آشنا و بدون تغییرات بزرگ است، اما مقاومت بهتر بدنه و کاهش جزئی ضخامت از ارتقاهای مهم این نسل محسوب می‌شود.

نمایشگر، باتری، سرعت شارژ، اسپیکرها

نمایشگر شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس نسبت به نسل قبل بزرگ‌تر شده و حالا ۶.۸۳ اینچ است. این صفحه‌نمایش با رزولوشن ۱۲۸۰×۲۷۷۲، نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز و PWM با فرکانس ۳۸۴۰ هرتز تجربه‌ای روان و بدون مشکل ارائه می‌دهد. پشتیبانی از دالبی ویژن پلاس، HDR10+ و عمق رنگ ۱۲ بیت باعث می‌شود کیفیت تصویر در سرویس‌هایی مثل یوتیوب و نتفلیکس بسیار خوب باشد.

روشنایی نمایشگر نیز نسبت به نسل قبل افزایش یافته است؛ حدود ۶۰۰ نیت در حالت دستی، ۱۵۰۹ نیت در حالت خودکار با الگوی ۷۵ درصد و تا ۳۱۸۸ نیت در الگوی ۱۰ درصد که برای استفاده در فضای باز و نمایش محتوای HDR کاملاً کافی است.

نمایشگر دو حالت نرخ نوسازی دارد: حالت پیش‌فرض که بین ۶۰ و ۱۲۰ هرتز بسته به محتوا تغییر می‌کند و حالت سفارشی که امکان محدود کردن به ۶۰ هرتز یا حالت اجباری به ۱۲۰ هرتز را می‌دهد. برخلاف نسل قبل، این مدل واقعاً بین ۶۰ و ۱۲۰ هرتز سوئیچ می‌کند؛ هنگام اسکرول به ۱۲۰ هرتز می‌رسد و در حالت بی‌حرکتی روی ۶۰ هرتز قرار می‌گیرد. در برنامه‌های ویدیویی مثل یوتیوب نیز نرخ نوسازی روی ۶۰ هرتز ثابت می‌ماند.

گوشی شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس اکنون به باتری بزرگ‌تر ۶۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی مجهز شده و از تراشه کم‌مصرف اسنپدراگون 7s نسل ۴ بهره می‌برد. با وجود اینکه این مدل هنوز از HyperOS 3 استفاده نمی‌کند، اما در تمام تست‌های باتری نسبت به نسل قبل بهبود قابل توجهی نشان داد. امتیاز کلی Active Use Score برابر با ۱۵ ساعت و ۱۶ دقیقه ثبت شد که عملکردی بسیار خوب محسوب می‌شود، به‌ویژه در بخش پخش ویدیو که زمانِ دوام چشمگیری داشت.

حداکثر توان شارژ شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس از ۱۲۰ وات به ۱۰۰ وات کاهش پیدا کرده و با توجه به باتری بزرگ‌تر ۶۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی، سرعت شارژ کمی افت کرده است. با شارژر ۱۰۰ واتی هایپر شارژ، شارژ کامل حدود ۴۸ دقیقه زمان می‌برد و در ۳۰ دقیقه به ۷۸ درصد می‌رسد. استفاده از یک شارژر استاندارد USB‑PD با توان ۱۰۰ وات زمان شارژ را ۱۳ دقیقه افزایش می‌دهد و پس از ۳۰ دقیقه میزان شارژ به ۶۴ درصد می‌رسد، اما سرعت همچنان در سطح رقابتی قرار دارد. برای مدیریت سلامت باتری نیز HyperOS امکان محدود کردن شارژ به ۸۰ درصد، فعال‌سازی شارژ هوشمند و غیرفعال کردن شارژ سریع را ارائه می‌دهد.

گوشی شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس از اسپیکرهای استریوی هیبریدی استاندارد استفاده می‌کند؛ به این صورت که اسپیکر بالایی نقش خروجی صدا و ایرفون تماس را هم‌زمان بر عهده دارد. همان‌طور که معمول است، اسپیکر پایینی کمی بلندتر از اسپیکر بالایی صدا تولید می‌کند.

با این حال، در زمینه بلندی و کیفیت صدا، شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس می‌تواند شما را شگفت‌زده کند. این گوشی امتیاز بسیار خوب -۲۰.۱ LUFS را ثبت کرد و در میان رقبای هم‌رده، یکی از بلندترین خروجی‌های صوتی را ارائه می‌دهد. همچنین نسبت به نسل قبل به‌طور محسوسی بلندتر است.

از نظر تنظیمات صوتی، باس دستگاه تأثیرگذار است و به موسیقی گرما و حجم بیشتری می‌دهد. البته شدت باس آن‌قدر زیاد است که گاهی فرکانس‌های میانی و بالایی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و باعث می‌شود صدا در برخی مواقع کمی خفه به نظر برسد.

اندروید ۱۵ و HyperOS 2

سری ردمی نوت ۱۵ مانند نسل قبل با نسخه قدیمی‌تر اندروید و HyperOS عرضه می‌شود. در حالی که اندروید ۱۶ و HyperOS 3 روی گوشی‌هایی مثل پوکو F8 به‌صورت پیش‌فرض ارائه شده‌اند، این مدل همچنان با اندروید ۱۵ و HyperOS 2 وارد بازار شده و این موضوع یک عقب‌ماندگی محسوب می‌شود. شیائومی سه آپدیت اصلی و چهار سال پچ امنیتی برای این مدل درنظر گرفته است، اما نصب نبودن اندروید ۱۶ از ابتدا باعث می‌شود یکی از این آپدیت‌ها عملاً از دست برود.

HyperOS 2 تمام قابلیت‌های نسخه‌های بالارده شیائومی را ارائه نمی‌دهد و برخی ویژگی‌های هوش مصنوعی حذف شده‌اند. با این حال، ابزارهای ویرایش عکس مبتنی بر هوش مصنوعی مانند حذف اشیا، جداسازی پس‌زمینه و سایر ارتقاها همچنان در گالری وجود دارند و امکان تولید زیرنویس یا ساخت والپیپر با هوش مصنوعی نیز ارائه شده است. علاوه بر این، قابلیت‌های گوگل جمینی و Circle to Search نیز در دستگاه فعال هستند.

عملکرد بنچمارک

تراشه اسنپدراگون 7s نسل ۴ نسخه به‌روزشده‌ای از اسنپدراگون ۷ نسل ۳ است و همچنان با لیتوگرافی ۴ نانومتری ساخته می‌شود، اما فرکانس هسته‌ها بالاتر رفته و پردازنده گرافیکی Adreno 810 عملکرد قوی‌تری ارائه می‌دهد. ترکیب پردازنده شامل یک هسته ۲.۷ گیگاهرتزی Cortex‑A720، سه هسته ۲.۴ گیگاهرتزی Cortex‑A720 و چهار هسته ۱.۸ گیگاهرتزی Cortex‑A520 است. پردازنده گرافیکی جدید نیز از قابلیت‌های اسنپدراگون الیت گیمینگ مانند Adaptive Performance Engine 3.0 و Game Super Resolution پشتیبانی می‌کند.

NPU ارتقایافته Hexagon توان پردازش هوش مصنوعی را افزایش داده و از مدل‌هایی مثل Llama 1B و Qwen 1B و همچنین ترجمه هم‌زمان پشتیبانی می‌کند. در بخش ارتباطات نیز پشتیبانی از وای فای 6E، بلوتوث ۵.۴ و کدک‌های صوتی aptX Lossless و aptX Adaptive ارائه شده است.

بررسی گوشی شیائومی Redmi Note 15 Pro Plus

گوشی در نسخه‌های ۸/۲۵۶، ۱۲/۲۵۶ و ۱۲/۵۱۲ گیگابایت عرضه می‌شود و هر سه نسخه از حافظه UFS 2.2 با سرعت خواندن و نوشتن تا ۱۰۰۰ مگابایت بر ثانیه استفاده می‌کنند. به دلیل محدودیت‌های پیش از معرفی رسمی، بنچمارک آنتوتو اجرا نشده، اما انتظار می‌رود نتایج آن به‌زودی منتشر شود.

عملکرد این تراشه در ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس نسبت به نسل قبل کمی بهتر است، اما همچنان در سطح میان‌رده باقی می‌ماند و در مقایسه با رقبایی که از تراشه‌های قدرتمندتری مانند اسنپدراگون 8s نسل ۳ یا دیمنسیتی ۸۴۰۰ اولترا استفاده می‌کنند، فاصله محسوسی دارد. مدل‌هایی مثل پوکو F7 اولترا و ریلمی GT 7 نیز با وجود قرار گرفتن در همین بازه قیمتی، قدرت پردازشی بالاتری ارائه می‌دهند.

در بخش پایداری عملکرد، اسنپدراگون 7s نسل ۴ تحت فشار نیز نزدیک به حداکثر توان خود باقی می‌ماند و بدنه گوشی تنها کمی گرم می‌شود، بنابراین مدیریت حرارتی دستگاه مناسب ارزیابی می‌شود.

چیدمان دوربین و کیفیت ویدیوها

ترکیب دوربین شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس تقریباً مشابه نسل قبل است، اما چند تغییر مهم دارد. دوربین سلفی از ۲۰ به ۳۲ مگاپیکسل ارتقا یافته و دوربین ماکرو ۲ مگاپیکسلی حذف شده است. دوربین اصلی و فوق‌عریض سنسورهای جدیدی دریافت کرده‌اند، اما مشخصات فنی آن‌ها نسبت به نسل قبل تفاوت چشمگیری ندارد.

بررسی گوشی شیائومی Redmi Note 15 Pro Plus

دوربین اصلی از سنسور ۲۰۰ مگاپیکسلی سامسونگ ISOCELL S5KHPE با دیافراگم f/1.7، اندازه حسگر ۱/۱.۴ اینچ، پیکسل‌های ۰.۵۶ میکرونی، لرزش‌گیر اپتیکال و فوکوس چندجهته استفاده می‌کند و توانایی فیلم‌برداری 4K با ۳۰ فریم دارد. دوربین فوق‌عریض ۸ مگاپیکسلی با دیافراگم f/2.2 و فوکوس ثابت، ویدیوهای 1080p با ۶۰ فریم ثبت می‌کند. دوربین سلفی ۳۲ مگاپیکسلی نیز با دیافراگم f/2.2 و اندازه حسگر ۱/۳.۰ اینچ، فیلم‌برداری 1080p با ۶۰ فریم را ارائه می‌دهد.

دوربین اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی همچنان بهترین بخش مجموعه است و سنسور جدید ISOCELL HPE از نظر مشخصات تفاوتی با ISOCELL HP3 نسل قبل ندارد. دوربین فوق‌عریض و سلفی نیز اکنون امکان ضبط ویدیو با ۶۰ فریم را ارائه می‌دهند.

کیفیت عکس‌های دوربین اصلی در بیشتر شرایط خوب است و جزئیات کافی، رنگ‌های طبیعی و وضوح مناسب دیده می‌شود. با این حال، دامنه دینامیکی محدود است و در برخی صحنه‌ها سایه‌ها بیش از حد تیره یا نقاط روشن دچار سوختگی می‌شوند. شارپ‌سازی نیز گاهی بیش از حد اعمال می‌گردد. خروجی نسبت به نسل قبل بهتر شده، اما همچنان در سطح میان‌رده قرار دارد و از مدل‌هایی مانند شیائومی ۱۵T یا پوکو F8 پرو ضعیف‌تر است. عکس‌های ۲۰۰ مگاپیکسلی با رزولوشن کامل نیز نرم و کم‌کنتراست هستند و مزیتی نسبت به حالت پیش‌فرض ندارند.

پرتره‌ها نسبت به نسل قبل پیشرفت کرده‌اند؛ رنگ‌ها طبیعی است و محو شدن پس‌زمینه خوب انجام می‌شود، اما گاهی کنتراست افت می‌کند یا فوکوس دقیق نیست. نبود دوربین تله‌فوتو باعث شده بزرگ‌نمایی ۲x با برش سنسور انجام شود. خروجی ۲x از نظر رنگ مشابه حالت ۱x است، اما جزئیات نرم‌تر و خمیری‌تر هستند. این ویژگی برای کلوزآپ‌ها قابل استفاده است، اما در چهره‌نگاری دقت جزئیات پایین می‌آید و مشکل فوکوس همچنان دیده می‌شود. بزرگ‌نمایی ۴x فراتر از توان واقعی دوربین است و کیفیت آن حتی در نور مناسب نیز افت زیادی دارد، هرچند کلوزآپ‌های ۴x قابل‌قبول‌تر هستند.

دوربین فوق‌عریض ۸ مگاپیکسلی عملکردی در حد انتظار یک میان‌رده دارد؛ تصاویر نرم هستند و دامنه دینامیکی محدود است، اما نسبت به نسل قبل کمی شارپ‌تر به‌نظر می‌آید. دوربین سلفی ۳۲ مگاپیکسلی نیز با وجود افزایش رزولوشن، جهش بزرگی در کیفیت ندارد. دامنه دینامیکی خوب است و رنگ‌ها طبیعی ثبت می‌شود، اما فوکوس ثابت در فاصله دست ایده‌آل نیست و خروجی کمی نرم و کم‌جان به نظر می‌رسد.

در شب، دوربین اصلی عملکرد بسیار خوبی دارد؛ تصاویر شارپ، تمیز و پرجزئیات هستند و دامنه دینامیکی از سوختگی نقاط روشن جلوگیری می‌کند. حالت ۲x در شب قابل‌قبول است، اما نسبت به حالت اصلی ضعیف‌تر بوده و نوردهی پایین‌تری دارد. حالت ۴x در شب نرم، پرنویز و کم‌دامنه است. دوربین فوق‌عریض در شب عملکرد ضعیفی دارد؛ تصاویر نرم هستند و تنها نقطه قوت آن دامنه دینامیکی مناسب است، هرچند نسبت به نسل قبل کمی بهتر شده است.

شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس مانند نسل قبل امکان ضبط ویدیو 4K با ۳۰ فریم را با دوربین اصلی ارائه می‌دهد و در این حالت از لرزش‌گیر الکترونیکی نیز استفاده می‌کند. دوربین فوق‌عریض و سلفی همچنان به رزولوشن 1080p محدود هستند و کیفیت ویدیوهای 4K در روز خوب است؛ دامنه دینامیکی وسیع، وضوح مناسب، رنگ‌های زنده و نویز بسیار کم دیده می‌شود. در حالت ۲x خروجی قابل‌قبول است، اما ویدیوهای ۴x بیش از حد نرم ثبت می‌شوند. ویدیوهای فوق‌عریض نیز نرم و کم‌جان هستند، هرچند نسبت به نسل قبل پیشرفت کرده‌اند.

در تست‌ها، لرزش‌گیری دوربین اصلی عملکرد بسیار خوبی دارد و در حالت ۲x نیز مؤثر باقی می‌ماند. ویدیوهای شب دوربین اصلی کیفیت مناسبی دارند، اما از نظر دامنه دینامیکی و رنگ‌ها به اندازه نسل قبل برجسته نیستند. در فاصله‌های کانونی دیگر، ویدیوهای شب دامنه دینامیکی مشابهی دارند، اما خروجی آن‌ها نرم‌تر و ضعیف‌تر از حالت اصلی است.

رقبا ی بازار

قیمت شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس نسبت به نسل قبل افزایش یافته و نسخه پایه آن با قیمت ۴۹۹ یورو عرضه می‌شود؛ هرچند برخی فروشگاه‌ها آن را حدود ۴۵۰ یورو می‌فروشند. این قیمت دستگاه را در برابر رقبای قدرتمند نسل قبل و میان‌رده‌های توانمند قرار می‌دهد.

مدل‌هایی مانند شیائومی 15T و وان‌پلاس نورد ۵ با قیمتی کمی بالاتر از ۴۰۰ یورو تراشه‌های قوی‌تر و دوربین‌های بهتر ارائه می‌دهند؛ به‌ویژه شیائومی 15T که دوربین زوم اختصاصی دارد. با این حال، ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس در تست‌های باتری و سرعت شارژ عملکرد بهتری نشان می‌دهد، هرچند اختلاف زیاد نیست. از نظر پشتیبانی نرم‌افزاری نیز رقبای یادشده وضعیت بهتری دارند.

پوکو F7 اولترا هم با وجود اینکه از نسل قبل است، در بیشتر بخش‌ها برتری دارد. این مدل از تراشه پرچمدار سال گذشته، شارژ سریع‌تر و دوربین‌های بهتر استفاده می‌کند و با وجود عرضه سری پوکو F8، همچنان گزینه‌ای قدرتمند و آینده‌نگرانه در همین بازه قیمتی محسوب می‌شود.

ریلمی GT 7 نیز با کاهش قیمت پس از معرفی GT 8 به گزینه‌ای بسیار جذاب تبدیل شده است. این گوشی در بسیاری از بخش‌ها از ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس بهتر عمل می‌کند و علاوه بر دوربین کمی بهتر، تراشه سریع‌تر، عمر باتری طولانی‌تر، شارژ سریع‌تر و نمایشگر LTPO OLED پیشرفته‌تری ارائه می‌دهد.

جمع‌بندی نهایی

اگر شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس را به‌صورت مستقل و بدون مقایسه در نظر بگیریم، یک میان‌رده کامل و قابل‌اعتماد با عمر باتری مناسب، شارژ سریع، نمایشگر عالی و طراحی مقاوم است. سیستم دوربین هنوز جای پیشرفت دارد، اما از یک میان‌رده نمی‌توان انتظار عملکرد پرچمدار داشت. با این حال، وقتی قیمت را وارد معادله می‌کنیم، شرایط برای این گوشی سخت می‌شود. در این بازه قیمتی، رقبایی وجود دارند که در بسیاری از بخش‌ها عملکرد بهتری ارائه می‌دهند؛ حتی برخی از آن‌ها از خود شیائومی هستند. در چنین شرایطی، شیائومی ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس چندان برجسته ظاهر نمی‌شود. با توجه به روند کاهش قیمت ردمی نوت ۱۴ پرو پلاس، انتظار داریم ردمی نوت ۱۵ پرو پلاس نیز با گذشت زمان رقابتی‌تر شود. با وجود ارتقاهای این نسل، این گوشی زمانی واقعاً ارزش خرید پیدا می‌کند که قیمت آن به زیر ۴۰۰ یورو برسد.

مزایا و معایب

مزایا: کیفیت ساخت بسیار مقاوم، استاندارد IP68/IP69K، نمایشگر باکیفیت با پشتیبانی از HDR10+ و دالبی ویژن، عمر باتری بسیار خوب همراه با سرعت شارژ مناسب، اسپیکرهای بسیار بلند با کیفیت صدای مطلوب، عملکرد قابل‌اعتماد دوربین اصلی

معایب: قیمت بالا در زمان عرضه، عملکرد پردازشی رقابتی نیست، بهبود قابل‌توجهی در دوربین‌ها دیده نمی‌شود، عرضه با اندروید ۱۵ و HyperOS 2 نسل قبل

۵ نکته که هنگام خرید تلویزیون کارکرده باید توجه کنید

صرفه‌جویی در هزینه هنگام خرید یک محصول گران‌قیمت مانند تلویزیون هوشمند، اقدامی کاملاً منطقی به شمار می‌رود. به همین دلیل است که این محصولات جزو پرتقاضاترین کالاها محسوب می‌شوند. معمولاً در چنین مناسبت‌هایی می‌توان مقدار زایدی از قیمت یک تلویزیون هوشمند کم کرد و آن را با کسری از هزینه اصلی به دست آورد.

چندین ویژگی می‌تواند باعث افزایش قیمت تلویزیون‌ها شود. سیستم‌عامل به‌کار رفته در تلویزیون‌های هوشمند از جمله مواردی است که جذابیت آن‌ها را تعیین می‌کند و هر سیستم‌عامل قابلیت‌های مخصوص خودش را ارائه می‌دهد. این موضوع به مشتریان کمک می‌کند تا بدون تمرکز صرف روی اندازه یا ظاهر، میان گزینه‌های مختلف تمایز قائل شوند.

با این وجود، افرادی هستند که هنگام انتخاب یک تلویزیون فقط اندازه و ظاهر را مد نظر قرار می‌دهند. برای این افراد، بسیاری از قابلیت‌ها اهمیت چندانی ندارد، البته تا زمانی که بک لینک تلویزیون بتواند نیازهای مورد نظرشان را تأمین کند. برای هر کسی که به دنبال یک تلویزیون مناسب باشد، بررسی گزینه‌های کارکرده می‌تواند واقعاً سودمند باشد. این تلویزیون‌ها نه تنها می‌توانند نیازهای مربوط به اندازه و ظاهر را برآورده کنند، بلکه ممکن است مجهز به قابلیت‌های پیشرفته‌ای باشند که برخی خریداران دیگر نیز به دنبال آن‌ها هستند. در ادامه، نکاتی که باید هنگام خرید یک تلویزیون کارکرده در نظر بگیرید بیان شده است تا مطمئن شوید انتخاب درستی انجام می‌دهید.

۱. سراغ تلویزیون‌های پلاسما نروید

همیشه پیش از خرید یک تلویزیون کار کرده، اگر امکانش وجود دارد، آن را روشن کنید تا مطمئن شوید دچار آسیب‌دیدگی نیست یا به تعمیر نیاز ندارد.

تلویزیون‌های پلاسما در میانه دهه ۲۰۰۰ میلادی بسیار محبوب بودند. این دستگاه‌ها برای تماشای صحنه‌های اکشن و مسابقات ورزشی بسیار مناسب بودند زیرا رنگ‌های عمیق و نرخ نوسازی بالایی ارائه می‌دادند. این‌ها همچنین جزو نخستین تلویزیون‌های هوشمندی محسوب می‌شدند که امکاناتی در سیستم‌عامل خود ارائه می‌دادند و کاربران می‌توانستند کارهایی بیش از اتصال یک ست‌تاپ‌ باکس انجام دهند. زاویه دید وسیع این نمایشگرها آن‌ها را برای ایجاد یک محیط سینمای خانگی ایده‌آل می‌کرد.

اما تولید تلویزیون‌های پلاسما حدود یک دهه است که متوقف شده و فناوری OLED جایگزین آن‌ها شده است. دلیل حذف تدریجی پلاسماها مشکلاتی مانند سوختگی تصویر، وزن بسیار زیاد و مصرف توان الکتریکی بالا بود. اگر بتوانید در برابر وسوسه خرید یک تلویزیون پلاسما ارزان‌قیمت مقاومت کنید، در درازمدت انتخاب بهتری انجام داده‌اید.

۵ نکته که هنگام خرید تلویزیون کارکرده باید توجه کنید

۲. حتی برخی سری‌های OLED نیز با مشکل سوختگی تصویر مواجه می‌شوند

صرف‌نظر از این که تلویزیون را از کجا پیدا کرده‌اید، بررسی سری و نسل آن ضروری است، زیرا برخی سری‌های OLED در گذشته مشکلات سوختی پیکسل داشته‌اند. اگر مدل تلویزیون OLED قدیمی باشد، احتمال بروز سوختگی تصویر در آن بالاتر است. بنابراین در صورتی که قصد خرید حضوری دارید، حتماً تلویزیون را روشن کنید و مطمئن شوید پیکسل مرده یا آثار سوختگی روی صفحه وجود ندارد.

۳. از خرید تلویزیونی که فاقد پشتیبانی HDR است اجتناب کنید

در زمینه نمایش تصویر، مشاهده محتوا با بهترین کیفیت ممکن، همیشه گزینه ترجیحی است. به همین دلیل، فناوری HDR از جمله قابلیت‌هایی است که بسیاری از کاربران به آن علاقه‌مندند. این قابلیت امکان نمایش رنگ‌های عمیق‌تر و دامنه روشنایی و تاریکی گسترده‌تری را فراهم می‌کند.

اکثر تلویزیون‌های جدید از HDR پشتیبانی می‌کنند، بنابراین احتمال کمی دارد که هنگام خرید مدل‌های تازه با این مشکل روبه‌رو شوید. اما اگر قصد دارید با خرید یک مدل قدیمی در هزینه خود صرفه‌جویی کنید، چنین انتخابی ارزش چندانی نخواهد داشت؛ مگر این که قصد داشته باشید آن را برای اجرای کنسول‌های قدیمی با رنگ‌بندی ۸ بیتی یا ۱۶ بیتی مانند NES یا SNES استفاده کنید.

۵ نکته که هنگام خرید تلویزیون کارکرده باید توجه کنید

۴. از اولین موج تلویزیون‌های 4K دوری کنید

از اوایل تا میانه دهه ۲۰۱۰ میلادی، تلویزیون‌های 4K به‌عنوان انقلاب بعدی در وضوح تصویر معرفی شدند. منطقی هم بود؛ هرچه رزولوشن بالاتر باشد، وضوح و شفافیت تصویر بیشتر خواهد بود. 4K چندین سال است که استاندارد رایج محسوب می‌شود و تلویزیون‌های 8K هنوز فراگیر نشده‌اند و شاید هرگز هم نشوند. اکنون حدود یک دهه از عرضه اولیه تلویزیون‌های 4K گذشته و احتمالاً این مدل‌ها از جمله رایج‌ترین گزینه‌های کارکرده در اطراف شما هستند.

اما این موضوع به معنای مناسب بودن خرید آن‌ها نیست. نور پس‌زمینه LCD در این مدل‌ها با استانداردهای امروزی قابل مقایسه نیست و تلویزیون‌های جدید قابلیت‌های بسیار بهتری ارائه می‌دهند، به‌ویژه در بخش سیستم‌عامل و امکانات هوشمند. در بسیاری موارد برای تبدیل تلویزیون‌های اولیه 4K به یک تلویزیون هوشمند واقعی، باید یک استریمینگ استیک یا دستگاه پخش جداگانه به آن‌ها اضافه کنید. این مدل‌ها معمولاً همان تلویزیون‌های غیرهوشمند محبوب برخی افراد هستند.

۵. تلویزیون هوشمندی که سیستم‌عامل قدیمی دارد قابل اعتماد نیست

اگر یک تلویزیون هوشمند داشته باشید، می‌دانید که سیستم‌عامل داخلی آن امکان دانلود اپلیکیشن‌ها و استفاده از اینترنت را فراهم می‌کند. این قابلیت یکی از ارزشمندترین ویژگی‌های تلویزیون‌های هوشمند جدید است؛ زیرا نیازی به اتصال دستگاه‌های جانبی برای استفاده از پلتفرم‌های استریم ندارید و حتی شاید به یک گیرنده تلویزیونی نیز احتیاج پیدا نکنید.

با این حال، مهم نیست که ترجیح می‌دهید از سیستم‌عامل Roku، تایزن، webOS یا سیستم‌های مشابه دیگر استفاده کنید؛ در هر صورت باید به دنبال مدل‌هایی باشید که نسخه‌های جدیدتر این سیستم‌عامل‌ها را ارائه می‌کنند. دلیل این است که تلویزیون‌های هوشمند قدیمی ممکن است دیگر به‌درستی به‌روزرسانی دریافت نکنند. تشخیص این موضوع ساده نیست، اما به‌طور کلی از نظر بسیاری از کارشناسان، تلویزیون‌هایی که بیش از ۵ سال از عمر آن‌ها گذشته باشد ممکن است دیگر به‌روزرسانی نشوند.

طراحی متفاوت آیفون فولد؛ شباهتی غیرمنتظره به بلک‌بری پاسپورت

به نظر می‌رسد اولین گوشی تاشوی اپل قرار نیست شبیه هیچ‌یک از رقبای فعلی‌اش باشد. بر اساس رندرهای فاش‌شده، آیفون فولد از نظر فرم کلی طراحی شباهت قابل‌توجهی به بلک‌بری پاسپورت دارد؛ دستگاهی که سال‌ها پیش با نسبت تصویر غیرمعمولش توجه گسترده‌ای را به خود جلب کرد.

آیفون تاشوی اپل احتمالاً یکی از موردانتظارترین گوشی‌های سال ۲۰۲۶ خواهد بود و هر افشای تازه، تصویر متفاوت‌تری از آن ترسیم می‌کند. پس از گزارش‌هایی که از طراحی نامتعارف این دستگاه خبر می‌دادند، اکنون اطلاعات دقیق‌تری درباره ابعاد و نسبت نمایشگرها منتشر شده است.

پس از موجی از شایعات درباره شکل ظاهری آیفون فولد، رندرهای جدید این دستگاه، تصویر روشن‌تری از طراحی آن ارائه می‌دهند. یک وب‌سایت آلمانی به نقشه‌های CAD و نخستین رندرهای مبتنی بر آن‌ها دسترسی پیدا کرده است؛ تصاویری که معمولاً برای شرکت‌های سازنده لوازم جانبی مانند قاب‌های محافظ تهیه می‌شوند و اغلب به مشخصات نهایی بسیار نزدیک‌اند.

این افشاگری تازه، گزارش‌های قبلی را تأیید خرید بک لینک می‌کند: اپل ظاهراً قصد دارد گوشی تاشویی بسازد که پس از باز شدن، نمایشگری عریض‌تر از آنچه تاکنون در این دسته دیده‌ایم ارائه دهد. نتیجه چنین رویکردی، دستگاهی است که حتی در حالت بسته هم ظاهری غیرعادی دارد. ابعاد اعلام‌شده در حالت تاشده، ۱۲۰.۶ در ۸۳.۸ با ضخامت ۹.۶ میلی‌متر است؛ نسبت‌هایی که بیش از هر چیز بلک‌بری پاسپورت را به یاد می‌آورند، هرچند آیفون فولد احتمالاً کمی جمع‌وجورتر خواهد بود.

از آیفون تا چیزی شبیه آیپد

بر اساس اطلاعات فاش‌شده، نمایشگر بیرونی آیفون فولد ابعادی برابر با ۵.۴۹ اینچ و وضوح ۱۴۲۲ در ۲۰۸۸ پیکسل دارد. این مشخصات به نسبت تصویر غیرمعمول ۹:۱۳ منجر می‌شود؛ نسبتی که در دنیای گوشی‌های هوشمند امروزی تقریباً بی‌سابقه است.

نمایشگر داخلی اما ابعاد ۷.۷۶ اینچی با وضوح ۲۷۱۳ در ۱۹۲۰ پیکسل خواهد داشت. هرچند این نسبت تصویر هم کاملاً رایج نیست، اما از نظر حس و کاربری، به برخی مدل‌های آیپد پرو نزدیک‌تر است تا یک گوشی تاشوی معمولی. به بیان دیگر، اپل ظاهراً می‌خواهد تجربه‌ای میان گوشی و تبلت ارائه دهد، نه صرفاً یک گوشی که تا می‌شود.

طراحی متفاوت آیفون فولد؛ شباهتی غیرمنتظره به بلک‌بری پاسپورت

اگر این اطلاعات درست باشند، آیفون فولد از اساس مسیر متفاوتی نسبت به سایر گوشی‌های بازار طی خواهد کرد. حتی در میان گوشی‌های تاشو، محصولاتی مانند گلکسی Z Fold 7 یا پیکسل ۱۰ پرو فولد در حالت بسته شبیه گوشی‌های معمولی هستند و در حالت باز به نمایشگرهایی نزدیک به مربع تبدیل می‌شوند.

طراحی متفاوت آیفون فولد؛ شباهتی غیرمنتظره به بلک‌بری پاسپورت

مدل‌هایی مانند اوپو Find N2 یا نسل اول پیکسل فولد گوگل کمی عریض‌تر از استانداردهای رایج بودند، اما آن‌ها هم نهایتاً در حالت باز به فرم‌های تقریباً مربعی می‌رسیدند و در حالت بسته نمایشگرهایی کشیده داشتند. در مقابل، تقریباً تمام گوشی‌های غیرتاشو امروزی از نسبت تصویرهای بلند و باریک در حوالی ۲۰:۹ استفاده می‌کنند؛ مسیری که اپل در آیفون فولد ظاهراً قصد ندارد آن را دنبال کند.

نگاه محتاطانه به این افشاگری

اگر قرار باشد شرکتی صرفاً بر اساس برداشت خودش از کار درست، نمایشگرهایی با نسبت‌های کاملاً متفاوت را انتخاب کند، بدون تردید اپل در صدر این فهرست قرار می‌گیرد. با این حال، حتی با در نظر گرفتن چنین رویکردی هم نمی‌توان با قطعیت گفت این ابعاد، مشخصات نهایی آیفون فولد خواهند بود.

انتظار می‌رود اپل در نهایت گوشی تاشویی عریض ارائه کند که پس از باز شدن، بیش از هر چیز حس استفاده از یک آیپد را منتقل نماید. با این حال، جزئیات دقیق نقش تعیین‌کننده‌ای خواهند داشت و احتمالاً اپل در نسخه نهایی همچنان به نسبت تصویری پایبند خواهد بود که پیش‌تر در محصولاتش امتحان خود را پس داده‌اند، حتی اگر فرم کلی دستگاه کاملاً متفاوت به نظر برسد.

۱۰ اتومبیل مفهومی که می‌توانستند صنعت خودرو را دگرگون کنند

برخی از خودروهای مفهومی تقریباً بدون تغییر اساسی به مرحلهٔ تولید انبوه می‌رسند و معمولاً تأثیری فراتر از عرضهٔ یک مدل جدید بر صنعت خودرو می‌گذارند، زیرا شگفتی نمایشگاه‌های خودرویی را مستقیماً به جاده‌های عمومی منتقل می‌کنند. از نمونه‌های شاخص در این زمینه می‌توان به Audi Le Mans Quattro اشاره کرد که در سال ۲۰۰۸ به Audi R8 Coupe تبدیل شد، Land Rover LRX که در سال ۲۰۱۲ با نام Land Rover Range Rover Evoque به بازار آمد، و Hyundai Concept 45 که در سال ۲۰۲۲ تحت عنوان Hyundai Ionic 5 معرفی گردید.

در مقابل، تعداد زیادی از خودروهای مفهومی تنها روی سکوی نمایشگاه‌ها می‌درخشند و هرگز به سالن‌های فروش راه پیدا نمی‌کنند. برخی از آن‌ها تنها بخشی از ایده‌هایشان به تولید می‌رسند و برخی دیگر صرفاً برای ایجاد جلوهٔ بصری و نمایش توان طراحی ساخته می‌شوند و همان‌جا متوقف می‌مانند. با این حال، گروهی از این خودروهای مفهومی در صورتی که واقعاً تولید می‌شدند، می‌توانستند اثری عمیق بر مسیر صنعت خودرو بگذارند. در ادامه نگاهی داریم به تعدادی از این نمونه‌ها. مدل‌های زیر به ترتیب زمانی فهرست شده‌اند.

Toyota AXV-IV – ۱۹۹۱

تویوتا در طول دههٔ ۱۹۹۰ مجموعه‌ای از خودروهای مفهومی را برای نمایش ایده‌های طراحی مشخص معرفی کرد. AXV-IV به طور کامل بر کاهش وزن، بهبود آیرودینامیک و افزایش بهره‌وری سوخت متمرکز بود. این خودرو یک کوپه با موتور جلو و محور محرک عقب به شمار می‌رفت. بدنه از آلومینیوم فوق‌سبک، منیزیم و فیبر کربن ساخته شده بود. حتی فنرها که در بخش جلو داخل سامانهٔ تعلیق مک‌فرسون نصب شده بودند، از پلاستیک تقویت‌شده با الیاف شیشه تولید شده بودند.

قطعات آلومینیومی با استفاده از فناوری‌های هوافضا ساخته می‌شدند که شامل اکستروژن، ریخته‌گری دقیق و همچنین پنل‌های فومی و لانه‌زنبوری بود. وزن نهایی AXV-IV تنها حدود ۴۵۰ کیلوگرم بود. پیشرانهٔ این خودرو یک موتور دو زمانهٔ ۰.۸۰۴ لیتری با تزریق مستقیم سوخت بود که توان تقریبی ۴۷ کیلووات تولید می‌کرد. این نیرو از طریق یک جعبه‌دندهٔ دستی پنج‌سرعته به چرخ‌های عقب با تایرهای کم‌اصطکاک ۱۳۵/55R16 منتقل می‌شد.

اگر تویوتا برخی از ایده‌های به‌کاررفته در AXV-IV کوچک را به مرحلهٔ تولید می‌رساند، می‌توانست حرکتی مشابه آنچه لوتوس در حوزهٔ خودروهای اسپرت سبک‌وزن انجام داد، اما در مقیاس میکرو، ایجاد کند. با این حال، هزینهٔ بالای تولید مانعی جدی به شمار می‌رفت و همچنین افزایش الزامات ایمنی باعث می‌شد خودروی تولیدی وزن بیشتری پیدا کند و مزایای اصلی طرح مفهومی تا حد زیادی از بین برود. امروزه فیبر کربن در صنعت خودرو مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما همچنان ماده‌ای گران‌قیمت محسوب می‌شود و معمولاً در خودروهای اسپرت رده‌بالا، برخی خودروهای برقی و قطعات عملکردی مانند اسپویلرها دیده می‌شود.

BMW E1 – ۱۹۹۱

خودروی مفهومی BMW E1 زمانی که در نمایشگاه خودروی فرانکفورت سال ۱۹۹۱ معرفی شد، به‌طور قابل توجهی جلوتر از زمان خود قرار داشت. در آن دوره، بیشتر مفاهیم خودروهای برقی چیزی فراتر از شاسی‌هایی ساده شبیه خودروهای گلف با بدنه‌ای ابتدایی نبودند، اما E1 یک خودروی برقی کاملاً کاربردی به شمار می‌رفت که به دو کیسهٔ هوای جلو و تجهیزات ایمنی مرتبط با تصادف مجهز بود.

این خودرو در عین سبکی، ساختاری مستحکم داشت و از یک فریم آلومینیومی به همراه پنل‌های پلاستیکی بهره می‌برد. موتور الکتریکی روی محور عقب نصب شده بود و باتری سدیم-سولفور در زیر صندلی عقب قرار داشت؛ محلی که در آن زمان ایمن‌ترین موقعیت برای باتری در نظر گرفته می‌شد. موتور توان حدود ۳۷ کیلووات تولید می‌کرد و BMW E1 قادر بود به حداکثر سرعت تقریبی ۱۲۱ کیلومتر بر ساعت دست یابد. برد حرکتی آن نیز حدود ۲۰۱ کیلومتر بود که برای آن زمان عددی قابل توجه محسوب می‌شد.

شارژ باتری از طریق یک پریز برق استاندارد انجام می‌شد که در یکی از بخش‌های جلوپنجرهٔ BMW تعبیه شده بود و فرایند شارژ کامل حدود شش ساعت زمان می‌برد. با این حال، شیمی باتری چالش‌برانگیز بود و نمونهٔ اولیهٔ اولیه در حین شارژ دچار آتش‌سوزی شد. نسخهٔ E1 سال ۱۹۹۳ به باتری پایدارتر سدیم-نیکل کلرید مجهز شد.

BMW به محدودیت‌های E1 آگاه بود و این خودرو به عنوان وسیله‌ای برای جابه‌جایی شهری معرفی شده بود. با توجه به این واقعیت که بیشتر رانندگان شهری روزانه کمتر از حدود ۶۴ کیلومتر رانندگی می‌کنند و محدودیت‌های سرعت در مناطق شهری پایین‌تر است، E1 می‌توانست پس از حل مشکل باتری به یک خودروی تولیدی قابل اتکا تبدیل شود. بدون تردید، چنین خودرویی قادر بود صنعت خودروهای برقی را ده تا پانزده سال زودتر از زمانی که تسلا در سال ۲۰۰۸ این جریان را به حرکت درآورد، فعال کند.

BMW Nazca M12 – ۱۹۹۱

BMW در سال ۱۹۹۱ سالی بسیار پربار از نظر معرفی خودروهای مفهومی را پشت سر گذاشت و در نمایشگاه خودروی ژنو از سوپراسپرت جسورانه Nazca M12 رونمایی کرد. این خودرو ۴.۳۷ متر طول، ۱.۹۸ متر عرض و تنها ۱.۰۹ متر ارتفاع داشت. بدنه به‌طور کامل با فیبر کربن شکل داده شده بود؛ ماده‌ای که در آن دوره هنوز بسیار خاص و کمیاب به شمار می‌رفت. وزن کلی خودرو حدود ۱۱۰۰ کیلوگرم بود و ضریب درگ آن به عدد قابل توجه ۰.۲۶ می‌رسید.

پیشرانه در بخش میانی قرار داشت و خرید بک لینک همان موتور M70 دوازده سیلندر V شکل مورد استفاده در BMW 850i Coupe و BMW 750i بود. این موتور ۵.۰ لیتری توان حدود ۲۲۴ کیلووات تولید می‌کرد و نیرو از طریق یک جعبه‌دندهٔ دستی شش‌سرعته به چرخ‌های عقب منتقل می‌شد. حداکثر سرعت Nazca M12 حدود ۲۹۶ کیلومتر بر ساعت اعلام شده بود.

BMW در سال‌های بعد دو نمونهٔ مفهومی دیگر از خانواده Nazca ساخت که آخرین آن‌ها با آرایش Spyder طراحی شده بود. با این حال، قوانین سخت‌گیرانهٔ آلایندگی و هزینهٔ بسیار بالای تولید بدنهٔ فیبر کربنی در آن دوران باعث شد این خودرو هرگز به مرحلهٔ تولید نرسد. اگر چنین اتفاقی می‌افتاد، BMW می‌توانست امروز یک بخش مستقل سوپراسپرت داشته باشد و به‌طور مستقیم با فراری و لامبورگینی رقابت کند.

Chrysler Atlantic – ۱۹۹۵

برای خودروسازی که امروزه تنها به تولید مینی‌ون‌ها محدود شده، کرایسلر در دهه‌های گذشته چهره‌ای بسیار جسورتر داشت. نمونهٔ بارز آن، خودروی مفهومی Chrysler Atlantic در سال ۱۹۹۵ است. این خودرو بازآفرینی‌ چشمگیر از Bugatti Atlantic سبک آرت دکو دههٔ ۱۹۳۰ بود. بدنه مملو از انحناهای نرم و برجستگی‌های حسی بود و به‌سختی می‌شد خطی کاملاً صاف روی آن پیدا کرد.

۱۰ اتومبیل مفهومی که می‌توانستند صنعت خودرو را دگرگون کنند

Atlantic به رینگ‌های ۰.۵۶ متری با لبه‌های کرومی مجسمه‌وار مجهز بود و یک خط برجستهٔ طولی از جلو تا عقب بدنه امتداد داشت. بدنه از فولاد ساخته شده بود و خودرو به یک موتور هشت سیلندر خطی مجهز شده بود؛ موضوعی که نشان می‌داد حداقل در مقطعی به تولید آن فکر شده است. با این حال، این موتور در واقع از اتصال دو موتور چهار سیلندر خطی نئون به یکدیگر ساخته شده بود و از نظر مهندسی چندان منطقی به نظر نمی‌رسید. Atlantic با وجود زیبایی خیره‌کننده‌اش، از ابتدا محکوم به باقی ماندن در حد یک کانسپت بود.

در نهایت مشخص شد که محفظهٔ موتور Atlantic امکان نصب پیشرانه ۸.۰ لیتری ده سیلندر Vشکل وایبر را داشته و حتی برخی اجزای شاسی نیز با وایبر مشترک بوده‌اند. این خودرو می‌توانست با حفظ ظاهر آرت دکو خود، اما با قدرتی جدی و صدایی چشمگیر، به تولید برسد. کرایسلر پیش از این توانسته بود Plymouth Prowler را به مرحلهٔ تولید انبوه برساند و نباید P.T. Cruiser را نیز فراموش کرد. اگر کرایسلر خودروی مفهومی Atlantic را به واقعیتی خشن با موتور V10 تبدیل می‌کرد، مسیر تاریخ این برند می‌توانست کاملاً متفاوت باشد.

Ford GT90 – ۱۹۹۷

فورد در نمایشگاه خودروی دیترویت سال ۱۹۹۵ از کانسپت GT90 رونمایی کرد. این خودرو به‌عنوان سوپراسپرت عصر فضایی آمریکا معرفی شد و بسیاری آن را جانشین معنوی GT40 افسانه‌ای می‌دانستند. آرایش فنی خودرو موتور میانی بود و از یک پیشرانه دوازده سیلندر Vشکل با چهار توربوشارژر بهره می‌برد که توان ۵۳۷ کیلووات و گشتاور حدود ۸۹۵ نیوتن‌متر تولید می‌کرد. حداکثر سرعت اعلامی آن حدود ۴۰۷ کیلومتر بر ساعت بود.

این موتور با حذف دو سیلندر جلو و عقب از دو موتور هشت سیلندر لینکولن ساخته شده بود و در نهایت به یک پیشرانه ۶.۰ لیتری دوازده سیلندر با ۴۸ سوپاپ تبدیل شد. بخش زیادی از اجزای دیگر خودرو از Jaguar XJ220 به عاریت گرفته شده بود، از جمله جعبه‌دنده دستی پنج‌سرعته و سامانه تعلیق دوبل جناقی در هر چهار چرخ. در ساخت بدنه از مقادیر قابل توجهی فیبر کربن و آلومینیوم لانه‌زنبوری استفاده شده بود.

فورد GT90 هرگز به مرحله تولید نرسید، هرچند بخشی از زبان طراحی آن بعدها در خودروهای ساده‌تر این برند مانند Cougar و Ka دیده شد. اگر فورد این خودرو را تولید می‌کرد، می‌توانست مستقیماً با سوپراسپرت‌های اروپایی آن دوران رقابت کند. این اتفاق رخ نداد و شاید حتی امکان‌پذیر هم نبود؛ به‌ویژه با توجه به اینکه Ford در آن زمان مالک Jaguar بود و نتوانست از ظرفیت‌های آن برند نمادین به‌طور جدی استفاده کند.

Mercedes-Benz F200 Imagination – ۱۹۹۶

نام F200 Imagination به‌درستی انتخاب شده بود، زیرا این خودروی مفهومی که در نمایشگاه خودروی پاریس ۱۹۹۶ معرفی شد، شامل نوآوری‌های افراطی بود. فناوری‌ای که بیش از همه توجه‌ها را جلب کرد، سامانه Drive-by-wire بود که در آن فرمان و دیگر کنترل‌ها با جوی‌استیک‌های الکترونیکی جایگزین شده بودند. حرکت جانبی جوی‌استیک باعث تغییر جهت خودرو می‌شد و حرکت رو به جلو افزایش سرعت را به همراه داشت. این فناوری هرگز به‌طور گسترده فراگیر نشد.

در مقابل، بسیاری از نوآوری‌های دیگر این خودرو بعدها به واقعیت تبدیل شدند؛ از جمله تعلیق فعال، استفاده از دوربین به‌جای آینه‌های عقب و جانبی، نمونه‌های اولیه سامانه اطلاعات و سرگرمی و نمایشگرهای ابزار دقیق، رایانه و سیستم ناوبری داخلی، چراغ‌های جلو با قابلیت تطبیق با شرایط و تمرکز نور در پیچ‌ها، و ورود بدون کلید. درهای پروانه‌ای نیز در این خودرو دیده می‌شدند، هرچند این ایده نیز هرگز به محبوبیت عمومی نرسید.

اگر مرسدس بنز در آن زمان F200 Imagination را به تولید می‌رساند، مسیر متفاوتی رقم می‌خورد، اما هدف اصلی هرگز تولید انبوه نبود. با این حال، بخش عمده‌ای از ایده‌های بزرگ آن در نهایت به بازار راه یافتند و امروز می‌توان آن‌ها را در خودروهای مدرن مشاهده کرد. کنترل‌های جوی‌استیکی استثنا بودند، هرچند شایعاتی وجود دارد که فراری اخیراً پتنتی برای سیستمی مشابه ثبت کرده است.

Volkswagen Syncro W12 – ۱۹۹۷

نام Volkswagen به‌معنای خودروی مردم است و این شرکت موفقیت خود را بر پایه محصولاتی مانند Golf، Passat و Polo بنا کرد. با این حال، در اواخر دهه ۱۹۹۰، VW احساس کرد باید به قلمرو سرعت وارد شود و در سال ۱۹۹۷ کانسپت Volkswagen Syncro W12 را معرفی کرد. Syncro یک سوپراسپرت موتورمیانی چهارچرخ‌محرک بود که با تنها یک نمونه اولیه، رکوردهای سرعت متعددی را ثبت کرد، اما هرگز به تولید نرسید.

۱۰ اتومبیل مفهومی که می‌توانستند صنعت خودرو را دگرگون کنند

نکته اصلی این پروژه نه خود خودرو، بلکه موتور W12 بود که از دل آن متولد شد. VW دو موتور VR6 را در کنار هم و روی یک میل‌لنگ مشترک ترکیب کرد و یک پیشرانه دوازده سیلندر ۶.۰ لیتری ساخت که ۲۴ درصد کوتاه‌تر از یک V12 معمولی بود و ابعادی نزدیک به یک V8 داشت. وزن موتور با استفاده از آلیاژ آلومینیوم برای بلوک، پیستون‌های آلیاژی و سرسیلندرهای آلومینیومی به حداقل رسانده شده بود. کانسپت Volkswagen Nardo به‌عنوان ادامه توسعه Syncro معرفی شد.

اگر Volkswagen Syncro یا Nardo به تولید می‌رسیدند، بدون تردید سوپراسپرت‌هایی شاخص بودند، اما فولکس‌واگن ذاتاً یک برند سوپراسپرت نیست. با این حال، موتور W12 به حیات خود ادامه داد؛ ابتدا در Audi A8، سپس در Phaeton لوکس و در نهایت در Bentley Continental. نسخه تکامل‌یافته W16 همین معماری نیز نیروی محرکه Bugatti Veyron و مدل‌های بعدی آن شد.

Pontiac Rageous – ۱۹۹۷

این خودرو نخستین‌بار در نمایشگاه بین‌المللی خودروی آمریکای شمالی ۱۹۹۷ معرفی شد و در نگاه اول کاملاً شوکه‌کننده بود. یک موتور هشت سیلندر V شکل ۵.۷ لیتری با توان ۲۳۵ کیلووات و گشتاور حدود ۴۵۴ نیوتن‌متر، جعبه‌دنده دستی پنج‌سرعته و شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر بر ساعت در حدود ۵.۵ ثانیه؛ همه چیز تا اینجا منطقی به نظر می‌رسید.

اما سپس عجایب آغاز می‌شد. Rageous یک هاچ‌بک بود با فضای بار حدود ۱۳۹۰ لیتر، یک بال بزرگ در عقب که روی در صندوق متحرک نصب شده بود، چهار صندلی مجزا، چهار در با آرایش درهای معکوس، و فضای ذخیره‌سازی در حد یک مینی‌ون. این خودرو تلاشی برای ساخت یک ماسل‌کار خانوادگی بود و هرگز از نمایشگاه فراتر نرفت. در مقایسه با ایده‌های متمرکزتر قدیمی پونتیاک مانند Banshee دهه ۱۹۶۰ که برای رقابت با Corvette طراحی شده بود، Rageous هویت مشخص نداشت.

اگر پونتیاک تصمیم به تولید این خودرو می‌گرفت، به احتمال زیاد با شکست تجاری مواجه می‌شد. برای یک خودروی خانوادگی بیش از حد گران و برای یک ماسل‌کار بیش از حد پیچیده بود. با این حال، Rageous امروز می‌توانست به یک خودروی کلکسیونی بسیار ارزشمند تبدیل شود، مشابه جایگاهی که Edsel پیدا کرده است.

Cadillac Sixteen – ۲۰۰۳

کادیلاک در آستانه هزاره جدید نیاز داشت بیانیه‌ای قدرتمند صادر کند و به رقبای نوظهور نشان دهد که رئیس هنوز در میدان است. Sixteen با الهام از معرفی V16 دهه ۱۹۳۰، هیولایی با حال‌وهوای رترو بود. طول خودرو حدود ۵.۴۶ متر، ظرفیت چهار سرنشین و پیشرانه‌ای ۱۶ سیلندر Vشکل با حجم ۱۳.۶ لیتر داشت که توان ۷۴۶ کیلووات و گشتاور ۱۳۵۶ نیوتن‌متر تولید می‌کرد؛ بدون توربو، فقط حجم.

کابین به همان اندازه که بدنه اغراق‌آمیز بود، لوکس طراحی شده بود. موتور برای زمان خود پیشرفته محسوب می‌شد و از اتصال دو موتور V8 ساخته شده بود. امکان غیرفعال‌سازی نیمی یا حتی سه‌چهارم سیلندرها برای کاهش مصرف سوخت وجود داشت؛ قابلیتی که امروزه نیز در موتورهای بزرگ کادیلاک دیده می‌شود. رینگ‌ها قطری حدود ۰.۶۱ متر داشتند و با توجه به ابعاد خودرو، اندازه‌ای منطقی به نظر می‌رسید. با وجود جثه عظیم، وزن Sixteen حدود ۲۲۷۰ کیلوگرم بود.

اگر کادیلاک تصمیم به تولید Sixteen می‌گرفت، این خودرو با قیمتی بسیار بالا و در تیراژی بسیار محدود عرضه می‌شد و عمدتاً به‌صورت دست‌ساز تولید می‌گردید. اما هدف اصلی هرگز تولید نبود. کادیلاک قصد داشت مسیر آینده خود را نمایش دهد. ردپای Sixteen را می‌توان امروز در Escalade با فاصله محوری بلند مشاهده کرد و احتمالاً همین، هدف نهایی این پروژه بوده است.

Jaguar C-X75 – ۲۰۱۰

جگوار کانسپت C-X75 را در نمایشگاه خودروی پاریس ۲۰۱۰ معرفی کرد؛ یک هیبرید رادیکال که برای به چالش کشیدن سوپراسپرت‌های مک‌لارن طراحی شده بود. سامانه قوای محرکه شامل چهار موتور الکتریکی، یکی برای هر چرخ، با توان مجموع ۵۸۰ کیلووات بود. باتری‌ها توسط دو توربین گازی دیزلی کوچک شارژ می‌شدند.

هرچند این خودرو در ابتدا تنها یک مطالعه طراحی بود، اما برای مدت کوتاهی وارد فاز تولید محدود شد و در فیلم جیمز باند با عنوان Spectre نیز حضور یافت. C-X75 از نظر زیبایی کاملاً در چارچوب DNA جگوار قرار داشت و سطح نوآوری آن پیشرو محسوب می‌شد. نسخه‌های تولیدی به‌جای توربین‌های گازی به یک موتور احتراق داخلی متداول‌تر روی آوردند.

Jaguar C-X75 کانسپتی درخشان بود و در شرایطی دیگر می‌توانست در رده بالاترین سوپراسپرت‌ها قرار گیرد. توان و برد این هیبرید اولیه می‌توانست برتری اولیه تسلا را به چالش بکشد و توسعه سوپراسپرت‌های هیبریدی عملکردمحور را تسریع کند. اما رکود بزرگ اقتصادی مانع شد و بازار در آن زمان به‌جای زرق‌وبرق، به‌دنبال مقرون‌به‌صرفه بودن بود و ادامه داستان به تاریخ پیوست.

شایعه: سامسونگ قصد دارد فناوری دیافراگم متغیر را برای رقابت با سری آیفون ۱۸ اپل احیا کند

گلکسی S9 و گلکسی S9+ نخستین گوشی‌هایی بودند که فناوری دیافراگم متغیر سامسونگ را دریافت کردند، اما به دلایلی غول کره‌ای معتقد نبود این قابلیت ارزش زیادی داشته باشد و به همین‌خاطر، هنگام معرفی خانواده گلکسی S20 آن را حذف کرد. با این حال، یک منبع خبری ادعا کرده که این شرکت ممکن است این فناوری را بازگرداند، زیرا رقیب بزرگش در دنیای گوشی‌های هوشمند، اپل، قصد دارد سری آیفون ۱۸ خود را به همان قابلیت مجهز کند.

شایعه جدید همچنین می‌گوید که آیفون فولد اپل از فرم‌فکتور جدیدی برخوردار خواهد بود و این موضوع سامسونگ را ترغیب می‌کند تا آن را نیز آزمایش کند. اپل هرگز علاقه‌ای بهترین بک لینک به معرفی جدیدترین استانداردهای تکنولوژی که رقبا سال‌ها روی آن کار کرده‌اند، نداشت، مانند زمانی که این شرکت آیفون ۱۵ پرو مکس را سال‌ها پس از آنکه رقبایش دستگاه‌هایی با لنز پریسکوپی عرضه کردند، با لنز تتراپریسم معرفی نمود که قادر به بزرگ‌نمایی بدون افت کیفیت تا ۵ برابر بود. بعد از آنکه این قابلیت به آیفون ۱۶ پرو و آیفون ۱۶ پرو مکس رسید و در آیفون ۱۷ پرو و آیفون ۱۷ پرو مکس نیز حفظ شد، گزارش‌های متعددی ادعا کرده‌اند که فناوری دیافراگم متغیر، سال آینده منحصر به آیفون ۱۸ پرو و آیفون ۱۸ پرو مکس خواهد بود.

طبق گزارش Digital Chat Station در ویبو، سامسونگ نیز این قابلیت را به عنوان پاسخی مستقیم به عرضه آیفون ۱۸ در نظر دارد و همچنین صفحه‌نمایش تاشوی زاویه‌باز شایعه‌شده برای آیفون فولد را آزمایش می‌کند. شایعه‌ای اخیرا ادعا می‌کرد که گلکسی S26 اولترا مجهز به دوربین‌های دیافراگم متغیر خواهد بود، اما چون تنها همین یک گزارش بود، بنابراین احتمالاً سامسونگ این ویژگی را در سال ۲۰۲۷ و با گوشی گلکسی S27 اولترا ارائه خواهد کرد.

جهت یادآوری، گلکسی S9 و گلکسی S9+ می‌توانستند دیافراگم دوربین اصلی خود را به صورت مکانیکی از F/1.5 برای عکس‌های کم‌نور به F/2.4 برای صحنه‌های روشن‌تر تنظیم کنند و انعطاف‌پذیری بیشتری در عکاسی با گوشی‌های هوشمند فراهم نمایند. در حال حاضر تأییدی وجود ندارد که آیا سری آیفون ۱۸ اپل دو یا چند محدوده دیافراگم متغیر ارائه خواهد کرد یا خیر، بنابراین باید منتظر اطلاعات بیشتر باشیم.

با توجه به اینکه گفته می‌شود گلکسی S26 همان پیکربندی دوربین گلکسی S25 را به اشتراک خواهد گذاشت، بازگشت فناوری دیافراگم متغیر به سری پرچمدار آینده سامسونگ بعید به نظر می‌رسد و باید صبورانه تا سال ۲۰۲۷ منتظر بمانیم. برای کسانی که اصرار دارند غول کره‌ای ویژگی دوربین اپل برای آیفون ۱۸ پرو و آیفون ۱۸ پرو مکس را آشکارا کپی کند، به یاد داشته باشند که سامسونگ پیشگام این حوزه بوده است.

سرنوشت هولناک یک مرد پس از مصرف روزانه هشت نوشیدنی انرژی‌زا

آیا تاکنون به این فکر کرده‌اید که اگر آب را با ردبول جایگزین کنید چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ یک مرد این کار را انجام داد تا دیگران مجبور نباشند چنین تجربه‌ای را از سر بگذرانند.

بر اساس گزارش Gizmodo، یک مطالعه موردی که به‌تازگی منتشر شده است، مشکلات سلامت نگران‌کننده مردی در دهه پنجاه زندگی‌اش را تشریح می‌کند که روزانه هشت نوشیدنی انرژی‌زا مصرف می‌کرد. این فرد که از نظر جسمانی به‌عنوان فردی عموما سالم و برخوردار از وضعیت بدنی مناسب توصیف شده بود، پس از مصرف میانگین روزانه ۱۲۸۰ میلی‌گرم کافئین، یعنی بیش از سه برابر حد مجاز سالم، به‌طور ناگهانی دچار سکته مغزی شد.

طبق این گزارش، نخستین نشانه‌های عوارض زمانی ظاهر شد که سمت چپ بدن او دچار بی‌حسی گردید. در ادامه، فشار خون او به رقم شگفت‌آور ۲۵۴/۱۵۰ میلی‌متر جیوه رسید؛ رقمی که به‌مراتب بالاتر از آستانه بحران ۱۸۰/۱۲۰ میلی‌متر جیوه است.

پس از نخستین بستری سه‌روزه در بیمارستان، تداوم بی‌حسی و ادامه فشار خون بالا موجب شد که او بار دیگر بستری گردد. تنها پس از بررسی کامل سبک زندگی این مرد توسط پزشکان بود که موضوع میزان مصرف کافئین او مطرح گردید و به‌سرعت مشخص شد که مصرف نوشیدنی‌های انرژی‌زا علت اصلی سکته مغزی او بوده است.

پزشکان سکته مغزی این بیمار را به اثرات مصرف نوشیدنی‌های انرژی‌زا نسبت می‌دهند، زیرا با انجام بررسی‌های جامع و استفاده از روش‌های تشخیصی متعدد، هرگونه علت قابل شناسایی دیگر رد شده است.

پس از یک هفته قطع کامل مصرف نوشیدنی‌های انرژی‌زا، به گفته پزشکان فشار خون او به‌تدریج به حالت طبیعی بازگشت. با کنار گذاشتن دائمی این نوشیدنی‌ها، این مرد به بهبودی کامل دست یافته، هرچند همچنان مقداری بی‌حسی در سمت چپ بدن او باقی مانده است.

این فرد گفته است که از خطراتی که مصرف نوشیدنی‌های انرژی‌زا برای او ایجاد می‌کرد آگاه نبوده و حتی پس از گذشت هشت سال، بهترین بک لینک هنوز با بی‌حسی در دست، انگشتان سمت چپ و همچنین پاهایش مواجه است.

این ماجرا هشداری جدی برای افرادی است که از روی عادت نوشیدنی‌های انرژی‌زای پرکافئین مصرف می‌کنند. شاید احساس سرخوشی لحظه‌ای لذت‌بخش باشد، اما بدن لزوما توان تحمل چنین فشاری را ندارد.

نوجوانی که از حمله شیر جان سالم به در برد؛ روایتی تکان‌دهنده از ۶۲۰۰ سال پیش

یافته‌های نادر باستان‌شناسی از اسکلت یک نوجوان نشان می‌دهد که او حدود ۶۲۰۰ سال پیش هدف حمله‌ای شدید از سوی یک شیر قرار گرفته، اما برخلاف انتظار از این حمله جان سالم به در برده است؛ هرچند جراحات شدید باعث شده به‌شدت ناتوان شود و برای ادامه زندگی به حمایت جامعه خود نیاز داشته باشد.

بر اساس پژوهشی جدید، حدود ۶۲۰۰ سال پیش نوجوانی در محدوده بلغارستان امروزی از حمله‌ای مرگبار توسط یک شیر جان سالم به در برد. با این حال، سوراخ‌های عمیق در جمجمه او نشان می‌دهد که مغزش دچار آسیب شدید شد.

به گفته پژوهشگران، این نوجوان که بین ۱۶ تا ۱۸ سال سن داشته، احتمالاً در حال شکار بوده که با یک شیر روبه‌رو شده است. در دوران عصر مس (حدود ۴۵۰۰ تا ۳۵۰۰ پیش از میلاد)، شیرها در بخش‌هایی از اروپای شرقی زندگی می‌کردند. همچنین آثار بریدگی روی استخوان‌های خرید بک لینک قوی شیر که در سکونتگاه‌های پیشاتاریخی ساحل دریای سیاه یافت شده، نشان می‌دهد انسان‌ها گاهی این حیوانات را شکار کرده و می‌خورده‌اند.

تحلیل بقایای اسکلتی نشان می‌دهد شیر ابتدا نوجوان را به زمین انداخته و سپس چندین بار سر او را گاز گرفته است. نادژدا کاراستویانووا (Nadezhda Karastoyanova)، نویسنده اصلی پژوهش و باستان‌جانورشناس موزه ملی تاریخ طبیعی آکادمی علوم بلغارستان، توضیح می‌دهد:

الگوی خاصی از سوراخ‌شدگی و آسیب‌های ناشی از فشار شدید روی جمجمه دیده می‌شود که با سلاح‌های انسانی یا آسیب‌های پس از مرگ هم‌خوانی ندارد. اندازه، شکل، عمق و فاصله این زخم‌ها با آسیبی که در اثر گاز گرفتن یک گوشت‌خوار بسیار بزرگ ایجاد می‌شود، مطابقت دارد.

الگوی خاصی از سوراخ‌شدگی و آسیب‌های ناشی از فشار شدید روی جمجمه دیده می‌شود که با سلاح‌های انسانی یا آسیب‌های پس از مرگ هم‌خوانی ندارد. اندازه، شکل، عمق و فاصله این زخم‌ها با آسیبی که در اثر گاز گرفتن یک گوشت‌خوار بسیار بزرگ ایجاد می‌شود، مطابقت دارد.

برای شناسایی عامل حمله، پژوهشگران جمجمه‌های مختلفی از مجموعه موزه، از جمله جمجمه شیر و خرس را بررسی کردند. آن‌ها با استفاده از قالب‌گیری تخصصی، اثر دندان‌ها را با زخم‌های جمجمه نوجوان مقایسه کردند. همچنین با بررسی پراکندگی گوشت‌خواران بزرگ در عصر مس، به این نتیجه رسیدند که محتمل‌ترین عامل حمله، شیر بوده است.

شواهد مربوط به حمله شیر به انسان در دوران پیشاتاریخ بسیار نادر است، اما آنچه این مورد را استثنایی‌تر می‌کند، زنده ماندن قربانی پس از ضربه اولیه است. نشانه‌های واضحی از ترمیم استخوان روی جمجمه دیده می‌شود که نشان می‌دهد نوجوان پس از حمله تحت مراقبت قرار گرفته است. با این حال، این ترمیم در حد مراحل اولیه باقی مانده و احتمالاً تنها دو تا سه ماه از زمان جراحت گذشته بوده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد او در نهایت بر اثر همین آسیب‌ها جان باخته است.

یکی از زخم‌ها به‌گونه‌ای است که احتمالاً به مننژها، یعنی پرده‌های محافظ مغز، آسیب زده و وضعیت سلامت مغز را مورد تردید کرده است. همچنین پاها و بازوی چپ این نوجوان دچار زخم‌های عمیق شده بودند که احتمالاً به عضلات و محل اتصال تاندون‌ها آسیب زده است. کاراستویانووا می‌گوید:

با توجه به شدت ناتوانی ناشی از این جراحات و در عین حال زنده ماندن فرد برای مدتی قابل توجه، به احتمال زیاد او از سوی دیگر اعضای جامعه مراقبت و حمایت می‌شده است.

با توجه به شدت ناتوانی ناشی از این جراحات و در عین حال زنده ماندن فرد برای مدتی قابل توجه، به احتمال زیاد او از سوی دیگر اعضای جامعه مراقبت و حمایت می‌شده است.

این نوجوان در نزدیکی یک سکونتگاه پیشاتاریخی به نام کوزاروا موگیلا (Kozareva Mogila) یا تپه بز در شرق بلغارستان دفن شده است. یافته‌های پیشین نشان می‌دهد ساکنان این منطقه تلاش می‌کردند بیماری‌ها را درمان کنند و حتی جراحی‌هایی روی جمجمه افراد زنده یا مرده انجام می‌دادند؛ نشانه‌ای از سطحی از دانش پزشکی که ممکن است به زنده ماندن این نوجوان کمک کرده باشد.

با این حال، پژوهشگران معتقدند او احتمالا دچار زخم‌ها و تغییرات ظاهری عمیقی در سر، بازوها و پاهایش شده بوده و برای انجام فعالیت‌های روزمره به کمک نیاز داشته است. همچنین او دیگر قادر به انجام کارهای فیزیکی مانند کشاورزی نبوده و کارکردهای عصبی‌اش نیز به‌شدت آسیب دیده بوده است.

اسکلت این نوجوان در حالتی خمیده و با دست‌هایی جلوی صورت دفن شده بود. اندازه‌گیری‌ها نشان می‌دهد قد او حدود ۱۷۵ سانتی‌متر بوده است. هیچ شیء تدفینی در کنار او یافت نشد و عمق قبرش بیشتر از سایر دفن‌ها در این محوطه بود؛ موضوعی که می‌تواند نشان‌دهنده جایگاه اجتماعی پایین یا حتی ترس جامعه از او پس از این رویداد باشد.

اوپو A6L با نمایشگر ۶.۸ اینچی AMOLED و باتری ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی معرفی شد

سری A6 شرکت اوپو در چین پیش‌تر شامل مدل‌هایی مانند A6 ،A6i، اوپو A6 پرو، A6 GT و A6 مکس بود و اکنون این مجموعه با معرفی مدل تازه A6L گسترده‌تر شده است. این دستگاه جدید با برخورداری از استاندارد مقاومت در برابر آب IP69، نمایشگر بزرگ AMOLED و باتری بادوام ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی توجه‌ها را به خود جلب کرده است. در ادامه نگاهی دقیق و کامل به مشخصات فنی، قابلیت‌ها و قیمت این محصول خواهیم داشت.

مشخصات و قابلیت‌های اوپو A6L

اوپو A6L مجهز به نمایشگر تخت ۶.۸ اینچی از نوع OLED با وضوح FHD، نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز و حداکثر روشنایی ۱۶۰۰ نیت است. برای افزایش مقاومت، سطح نمایشگر با شیشه Crystal Shield پوشیده شده و حاشیه‌های بسیار باریک ۱.۶۸ میلی‌متری جلوه بصری آن را چشمگیرتر کرده است.

قدرت پردازشی این دستگاه توسط تراشه اسنپدراگون ۷ نسل ۳ تأمین می‌شود که همراه با ۱۲ گیگابایت حافظه رم LPDDR4x و ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی UFS 3.1 ارائه می‌شود. انرژی مورد نیاز گوشی از طریق یک باتری ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی تأمین می‌شود که از شارژ سریع سیمی ۸۰ وات پشتیبانی می‌کند. سیستم‌عامل دستگاه ColorOS 15 مبتنی بر اندروید ۱۵ است.

در بخش دوربین، اوپو A6L دارای یک دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی مجهز به لرزش‌گیر اپتیکال و یک لنز کمکی ۲ مگاپیکسلی در پشت است. دوربین جلویی نیز یک حسگر ۳۲ مگاپیکسلی برای ثبت عکس‌های سلفی است. ویژگی‌های دیگر این گوشی شامل حسگر اثر انگشت درون‌نمایشگر، بلندگوهای دوگانه، اینترنت 5G، وای‌فای، بلوتوث، GPS، NFC، درگاه USB، بدنه دارای استاندارد IP68/69 و مقاومت در سطح استاندارد نظامی است. ضخامت دستگاه به ۷.۸۶ میلی‌متر می‌رسد و وزن آن حدود ۲۰۴ گرم است.

اوپو A6L نسخه تغییرنام‌ یافته مدل‌های موجود اوپو K13s و اوپو A6 GT/Max محسوب می‌شود. A6L در آنتی ویروس شبکه یک نسخه با ترکیب ۱۲ گیگابایت رم و ۲۵۶ گیگابایت حافظه ذخیره‌سازی عرضه شده و قیمت آن ۱۷۹۹ یوان (حدود ۲۵۵ دلار) است. رنگ‌های قابل انتخاب برای این مدل شامل سفید، صورتی و آبی است. این محصول هم‌اکنون از طریق کانال‌های رسمی در چین قابل خریداری است و خریداران اولیه بسته به منطقه محل خرید، از مزایای ویژه آغاز فروش بهره‌مند می‌شوند.

ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت، احتمالا دست به اخراج‌های جدیدی خواهد زد

با وجود گمانه‌زنی‌ها مبنی بر اینکه آزمایشگاه‌های برتر هوش مصنوعی مانند OpenAI و Anthropic به دلیل کمبود داده‌های آموزشی با کیفیت، با مانع مواجه شده‌اند و این امر توسعه مدل‌های پیشرفته‌تر را دشوار کرده است، رقابت در زمینه هوش مصنوعی مولد از همیشه شدیدتر باقی مانده است.

علیرغم سرمایه‌گذاری‌های کلان مایکروسافت در هوش مصنوعی و یکپارچگی عمیق آن در اکوسیستم محصولاتش، از جمله ویندوز که برخی گمانه‌زنی می‌کنند می‌تواند به یک سیستم عامل عامل‌محور تبدیل شود، به نظر می‌رسد مدیرعامل ساتیا نادلا در تلاش است تا غول نرم‌افزاری را به سوی آینده‌ای مبتنی بر هوش مصنوعی هدایت کند.

در مصاحبه با ماتیاس دفنر، مدیرعامل Axel Springer، نادلا اذعان کرد که بخشی از آخر هفته‌های خود را به یادگیری درباره نحوه ساخت و توسعه محصولات توسط استارتاپ‌ها اختصاص می‌دهد. نادلا اشاره کرد که اندازه عظیم مایکروسافت به یک نقطه ضعف عظیم تبدیل شده است زیرا این شرکت سعی دارد در حوزه هوش مصنوعی سلطه پیدا کند.

به گفته او، استارتاپ‌ها قادر هستند تصمیمات آگاهانه را سریع اتخاذ کنند، زیرا همه افراد دخیل در فرآیند توسعه محصول در یک میز می‌نشینند. نکته جالب‌تر اینکه به نظر می‌رسد نادلا راه‌حلی برای این مشکل ارائه کرده است: کنار گذاشتن عادات و تکنیک‌های قدیمی که زمانی شرکت‌ها را موفق کرده‌اند و پذیرش رویکردهای جدید.

اوایل امسال، مدیرعامل مایکروسافت اعلام کرده بود که این شرکت در حال فاصله گرفتن از چشم‌انداز انقلابی نرم‌افزاری بیل گیتس است که به ساخت و موفقیت عظیم شرکت کمک کرده بود. نادلا ادعا کرد که این رویکرد ممکن است در عصر هوش مصنوعی منسوخ شود. در ادامه، مایکروسافت قصد دارد امنیت، کیفیت و تحول هوش مصنوعی را به عنوان اولویت‌های اصلی کسب‌وکار خود تقویت کند.

متأسفانه، اظهارات نادلا می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از لایسنس نود 32 اخراج‌های بیشتر در مایکروسافت تحت عنوان «کارایی» تعبیر شود. چنین اظهار نظرهایی ممکن است زمینه‌چینی این روند را فراهم کنند. منابع آگاه گزارش داده‌اند که شایعاتی داخلی درباره دور دیگری از اخراج‌ها در اوایل ۲۰۲۶ در جریان است، حتی پس از تعدیل عظیم ۱۵,۰۰۰ نفر در سال ۲۰۲۵ که گفته می‌شود تحت تأثیر هوش مصنوعی انجام شده بود.

تماس تلفنی کریستیانو رونالدو با ترامپ پس از بازدید از کاخ سفید

بر اساس پستی که در شبکه‌های اجتماعی از حساب کاربری دونالد ترامپ منتشر شده، کریستیانو رونالدو پس از بازدید از کاخ سفید با ترامپ تماس گرفته و از او بابت این دیدار تشکر کرده است. این پیام در ادامه سفر رونالدو به واشنگتن و حضورش در دفتر بیضی‌شکل منتشر شده و واکنش‌های گسترده‌ای در فضای مجازی داشته است.

حضضور کریستیانو رونالدو در مراسم رسمی کاخ سفید در آبان ۱۴۰۴ (نوامبر ۲۰۲۵)، که هم‌زمان با سفر محمد بن سلمان ولیعهد عربستان به واشنگتن انجام شد، یکی از خبرسازترین لحظات هفته گذشته بود. تصاویر منتشرشده از حضور رونالدو در دفتر بیضی‌شکل و گفت‌وگوی او با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشت.

اکنون، طبق پستی که از حساب کاربری دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالت متحده آمریکا در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، او نوشته است: «کریستیانو رونالدو، بازیکن بزرگ فوتبال (فوتبال!) همین الان با من تماس گرفت تا از من به خاطر بازدید این هفته‌اش از کاخ سفید و دفتر بیضی‌شکل تشکر کند. او چه مرد فوق‌العاده‌ای است، نه تنها به عنوان یک ورزشکار، بلکه به عنوان یک شخص. شما بهتر از این نمی‌شوید!»

با توجه به سابقه دیدار حضوری این دو در کاخ سفید، این پیام از سوی بسیاری از کاربران به‌عنوان ادامه آن ملاقات تلقی شده است. لایسنس نود 32 رونالدو که در سال‌های اخیر روابط نزدیکی با مقامات عربستان داشته، در این سفر به‌عنوان مهمان ویژه محمد بن سلمان در مراسم رسمی کاخ سفید شرکت کرد.

انتشار این پیام از سوی ترامپ، بار دیگر توجه رسانه‌ها را به نقش چهره‌های ورزشی در مناسبات دیپلماتیک جلب کرده است. رونالدو که همواره از محبوب‌ترین ورزشکاران جهان بوده، حالا در کنار فعالیت‌های فوتبالی‌اش، به‌عنوان چهره‌ای تأثیرگذار در روابط بین‌الملل نیز شناخته می‌شود.