الان منطقیه پلی استیشن 5 پرو بخریم؟

در ویدیوی جدید قصد داریم به یک سوال مهم پاسخ بدهیم؛ آیا در حال حاضر خرید کنسول پلی استیشن 5 پرو منطقی و علاقلانه است؟ شاید اگر تا همین چند ماه پیش این سوال را آهنگستان از ما می‌پرسیدید، پاسخ قطعی و مطمئنی از نظر فنی ارائه نمی‌کردیم اما شرایط کنونی همه چیز را تغییر می‌دهد.

برای کسانی که با مفهوم کنسول‌های “پرو” و میان‌نسلی آشنایی خاصی ندارند، باید توضیح دهیم که این پدیده برای اولین بار در نسل هشتم کنسول‌ها رخ داد؛ جای که شرکت‌های سونی و مایکروسافت، کنسول‌های جدیدی را با اسم‌های PS4 Pro و Xbox One X به بازار عرضه کردند. این کنسول‌ها با این که از نظر معماری سخت‌افزاری و بازی‌هایی که اجرا می‌کردند با مدل‌های پایه و استاندارد و معمولی برابر بودند، اما با توجه به سخت افزار پرقدرت‌تر، می‌توانستند همان بازی‌ها را با رزولوشن بالاتر یا با جلوه‌های بصری و گرافیکی بهتری اجرا کنند. حالا در نسل نهم کنسول‌ها نیز شرکت سونی با عرضه PS5 Pro راه کنسول‌های میان نسلی را ادامه داد؛ کنسولی که مشخصات سخت افزاری و قابلیت‌های آن مخصوصا از نظر پردازنده گرافیکی خیلی خوب و هیجان انگیز به نظر می‌رسید اما دلایلی باعث شده بود آنچنان ارزش قیمت بیشتری که نسبت به مدل پایه‌ی PS5 داشت را جبران نکند.

حالا بعد از گذشت حدود یک سال از عرضه PS5 Pro ، برخی موارد تغییر کرده‌اند و همین باعث شده تا ما هم‌اکنون فکر کنیم حداقل از نظر فنی و فارغ از قیمت، این کنسول ارزش خرید دارد. حالا اگر برایتان سوال است که این دلایل چه هستند و چه اتفاقاتی افتاده که دید ما را نسبت به پلی استیشن 5 پرو مثبت‌تر کرده‌اند، ویدیوی جدید اگزوگیم را به هیچ عنوان از دست ندهید.

نظر شما درباره PS5 Pro چیست؟ آیا با استدلال‌هایی که در این ویدیو مطرح می‌شود موافق هستید؟

۹ قلعه تسخیرشده با تاریخچه‌ای خونین؛ از دژ فرانکنشتاین تا قلعه مونته‌بلو

قلعه لیپ در ایرلند را تسخیرشده‌ترین مکان جهان می‌دانند، اما تمام این دژهای باستانی، به باور بومیان، زیستگاه ارواحی هستند که طیف وسیعی را شامل می‌شوند؛ از ارواح خبیث دروئیدها گرفته تا شبح زن جوانی که الهام‌بخش فیلم ترسناک حلقه شد.

تاریخ همواره در میان حصارهای سنگی شکل گرفته و این واقعیت درباره این قلعه‌های اسرارآمیز و تسخیرشده به‌وضوح صدق می‌کند. بسیاری از این دژها تاریخچه‌ای خون‌بار و آمیخته به انتقام، جادوگری و حتی قتل‌های خونسردانه دارند. در نتیجه، این عمارت‌های باشکوه اما رو به تخریب، از گذشته شاهانه خود فاصله گرفته و به باور برخی، به ترسناک‌ترین و تسخیرشده‌ترین نقاط زمین تبدیل شده‌اند.

برای نمونه، قلعه ادینبورگ در اسکاتلند به عنوان یکی از تسخیرشده‌ترین مکان‌های این کشور شناخته می‌شود. فعالیت‌های ماوراءالطبیعه بی‌سابقه در این مکان، از جمله حضور ارواح مزاحم و موجودات شیطانی، به خشونت‌های بی‌رحمانه‌ای نسبت داده می‌شود که روزگاری در سیاه‌چال‌های آن جریان داشته است.

قلعه معروف فرانکنشتاین در آلمان نیز نمونه دیگری است که گفته می‌شود در اوایل قرن نوزدهم، الهام‌بخش مری شلی در نگارش رمان جاودانه فرانکنشتاین بوده است. بر اساس باورهای محلی، این قلعه محل تجمع جادوگرانی است که به دنبال چشمه جوانی افسانه‌ای در محوطه آن می‌گردند.

اما این داستان‌های وهم‌آلود تنها مشتی از خروار هستند. در ادامه، نگاهی به چند مورد از تسخیرشده‌ترین قلعه‌های جهان می‌اندازیم.

۹. قلعه موشام در اونترنبرگ، اتریش

قلعه موشام (Schloss Moosham) در اتریش، پیشینه شومی دارد که با دوران شکار جادوگران در اروپای قرون وسطی گره خورده است. نام این دژ برای نخستین بار در سندی متعلق به سال ۱۱۹۱ میلادی ثبت شده و نام خود را از خاندان موشایم گرفته که در قرن سیزدهم، مالکیت آن را در اختیار داشتند.

در قرن هفدهم، اتریش درگیر موجی از شکار جادوگران شد که اوج آن در محاکمات خونین زالتسبورگ رقم خورد. در این دوران، صدها نفر که بخش عمده‌ای از آن‌ها مردان بودند، به جادوگری متهم شدند و قلعه موشام نقش هولناکی در سرنوشت آن‌ها ایفا کرد. این دژ که مرکز اداری محاکمات بود، شاهد محکومیت، حبس و اعدام ده‌ها مرد، زن و کودک بود. برخی از قربانیان پیش از مرگ، با آهن گداخته داغ می‌شدند، دستانشان قطع می‌شد یا زیر شکنجه‌های بی‌رحمانه در میان دیوارهای موشام جان می‌باختند.

علاوه بر این، قلعه موشام با موجود ماوراءالطبیعه دیگری نیز پیوند خورده است: گرگینه‌ها. در اوایل دهه ۱۸۰۰، شایعاتی مبنی بر پرسه زدن این موجودات نیمه‌انسان-نیمه‌گرگ در اطراف قلعه شکل گرفت؛ شایعه‌ای که دلیل آن سلاخی توجیه‎ناپذیر گوزن‌ها و دام‌ها در زمین‌های اطراف بود.

با چنین پیشینه شومی، شگفت‌آور نیست که این قلعه را تسخیرشده و محل سرگردانی ارواح قربانیان شکنجه بدانند.

بر اساس وب‌سایت رسمی این قلعه، یکی از افسانه‌های مشهور به مباشر شروری به نام شورگن تونی اشاره دارد که در قرن هجدهم در این مکان زندگی می‌کرد. در یک شب طوفانی، کالسکه‌ای در مقابل دژ توقف کرد و غریبه‌ای با کوبیدن بر در، به مباشر گفت:

بیا، تو مهمان عزیز ما هستی که سال‌هاست استحقاق جهنم را داری. در این شب تاریک و در میان مرگ و وحشت، سهم تو تنها تماشای تاریکی ابدی خواهد بود.

بیا، تو مهمان عزیز ما هستی که سال‌هاست استحقاق جهنم را داری. در این شب تاریک و در میان مرگ و وحشت، سهم تو تنها تماشای تاریکی ابدی خواهد بود.

آن غریبه خود شیطان بود.

امروزه بازدیدکنندگان و کارکنان این بنای قرون‌وسطایی از تجربه‌های عجیبی در داخل کاخ سخن می‌گویند. احساس لمس شدن یا وزش نفسی گرم در تنهایی، شنیدن صداهای مهیب و گام‌های شبانه و پدیدار شدن ناگهانی مه سفید، همگی به فضای وهم‌آلود این قلعه دامن می‌زنند.

۸. قلعه بران در رومانی؛ دژ منتسب به دراکولا

در میان کوهستان‌های رومانی، یکی از رعب‌آورترین قلعه‌های اروپای شرقی برافراشته شده است. موقعیت پرت و منزوی این بنا در حیات وحش ترانسیلوانیا کافی است تا هر کسی را از نزدیک شدن به آن بازدارد؛ اما شهرت ترسناک اصلی قلعه بران به دلیل وابستگی آن به شخصیت واقعی دراکولا در تاریخ است.

اگرچه امروزه بیشتر تاریخدانان بر این باورند که ولاد سوم معروف به ولاد میخ‌کِشنده هرگز در قلعه بران زندگی نکرده، اما این دژ از دیرباز با نام این فرمانروای مخوف گره خورده است. ولاد در قرن پانزدهم بر منطقه والاچیا حکومت می‌کرد و نام ولاد دراکولا را از پدرش (ولاد دراکول) ارث برد. شهرت او در بی‌رحمی و به‌ویژه روش ابداعی‌اش در شکنجه (میخ‌کوب کردن قربانیان)، سراسر اروپا را در وحشت فرو برده بود.

هرچند ولاد میخ‌کِشنده در این کاخ سکونت نداشت، اما قلعه بران به خودی خود داستان‌های هولناک دیگری دارد. گفته می‌شود شبح یک زن نجیب‌زاده معروف به بانوی سفیدپوش در راهروهای آن پرسه می‌زند و حضورش با افت شدید و ناگهانی دما همراه است.

همچنین روایات محلی از راهبی سخن می‌گویند که زنده در میان دیوارهای قلعه مدفون شده بود و اکنون شبح او با پچ‌پچ کردن در گوش بازدیدکنندگان و لمس سرد آن‌ها، موجب وحشت می‌شود. مهمانان قلعه بارها از شنیدن صدای خنده کودکان، سوسو زدن چراغ‌ها و دیدن گوی‌های نورانی ناشناخته گزارش داده‌اند.

اگرچه نه دراکولای تاریخی و نه خون‌آشام رمان برام استوکر ارتباط مستقیمی با این قلعه ندارند، اما قلعه بران همچنان مقصد محبوبی برای گردشگرانی است که می‌خواهند حس ترس و هیجان را در این دژ افسانه‌ای تجربه کنند.

۷. قلعه هیمه‌جی در ژاپن و پیش‌زمینه واقعی فیلم حلقه

قلعه هیمه‌جی که به دلیل نمای سپید و خیره‌کننده‌اش بر فراز تپه‌ای در استان هیوگو به حواصیل سفید معروف است، از محبوب‌ترین جاذبه‌های گردشگری ژاپن به شمار می‌رود. با این حال، گذشته تاریک این عمارت، علاقه‌مندان به پدیده‌های ماوراءالطبیعه را نیز به خود جذب می‌کند. یکی از افسانه‌های این قلعه تسخیرشده، الهام‌بخش فیلم ترسناک ژاپنی حلقه (Ring) شد که بعدها نسخه هالیوودی آن نیز ساخته شد.

قلعه هیمه‌جی در سال ۱۳۴۶ میلادی توسط آکاماتسو سادانوری، فرزند یکی از سامورایی‌ها و فرمانداران منطقه، بنا شد. این دژ نیز مانند بسیاری از قلعه‌های ژاپن، در طول قرن‌ها دست‌به‌دست چرخید.

پس از واگذاری قلعه به ایکدا تروماسا، از لردهای فئودال اوایل دوره ادو، بنا بازسازی و راهروهای مارپیچی به آن اضافه شد که هدف از آن گمراه کردن مهاجمان بود. اما ریشه وحشت در قلعه هیمه‌جی به داستان مالک دیگری بازمی‌گردد.

بر اساس مستندات محلی، این کاخ زمانی متعلق به سامورایی بی‌رحمی به نام آئویاما تسان بود. او پس از آنکه خدمتکاری به نام اوکیکو یکی از ظروف عتیقه و ارزشمند خاندان را گم کرد، او را به درون چاه محوطه قلعه انداخت و کشت.

این مرگ فجیع سبب شد تا روح اوکیکو هر شب در قلعه ظاهر شود و در نهایت آئویاما را به مرز جنون بکشاند. این داستان ترسناک در سال ۱۹۹۸ مبنای ساخت فیلم ژاپنی حلقه قرار گرفت که در آن روحی خبیث از درون چاه بیرون می‌آید تا تماشاگران یک نوار ویدیویی نفرین‌شده را به کام مرگ بکشد.

این کاخ در سال ۱۹۹۳ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. امروزه بازدیدکنندگان قلعه هیمه‌جی همچنان می‌توانند از چاه افسانه‌ای اوکیکو دیدن کنند؛ چاهی که اکنون با حفاظی محصور شده تا مانع از سقوط ناخواسته افراد شود.

۶. قلعه لیپ در ایرلند و ارواح ساکن در آن

قلعه لیپ به عنوان یکی از تسخیرشده‌ترین قلعه‌های ایرلند شناخته می‌شود؛ شهرتی که با توجه به بنیان‌گذاری آن بر پایه خونریزی، چندان بی‌راه نیست.

این قلعه که در قرن سیزدهم بنا شده، در اصل Léim Uí Bhanáin به معنای پرش او‌بانونی‌ها نام داشت که به رئیس یک قبیله ایرلندی اشاره می‌کرد. طبق افسانه‌ای که در وب‌سایت رسمی قلعه آمده، دو برادر از خاندان اوبانون برای رسیدن به ریاست قبیله با هم رقابت می‌کردند. آن‌ها شرط گذاشتند هر کس از فراز صخره‌ای بلند بپرد و زنده بماند، رئیس شود. قلعه درست در محلی که خون برادر بازنده ریخته شد، بنا گذاشته شد.

خاندان اوبانون تحت فرمانروایی قبیله اوکارول بودند؛ خاندانی که به خشونت افراطی شهرت داشتند. اوکارول‌ها در نهایت قلعه را تصرف کردند و در قرن شانزدهم، نزاع خونین دیگری میان دو برادر از این خاندان در گرفت. یکی از برادران که کشیش بود، در حال اجرای مراسم مذهبی در کلیسای کوچک قلعه بود که برادر دیگر وارد شد و با ضربه شمشیر او را به قتل رساند. این بخش از بنا امروزه به کلیسای خونین معروف است.

با این حال، پیشینه این قلعه به دوران پیش از این دو خاندان بازمی‌گردد. گفته می‌شود این دژ روی یک مکان باستانی ساخته شده که دروئیدها (روحانیون سلتیک) از آن برای مراسم آیینی خود استفاده می‌کردند. آن‌ها باور داشتند این منطقه محل تقاطع دو خط انرژی زمین است که مرز میان جهان زندگان و مردگان را مشخص می‌کند.

از همین رو، گزارش‌های متعددی از رویت ارواح در این قلعه تا به امروز ثبت شده است. از جمله آن‌ها آهنگستان می‌توان به شبح امیلی و شارلوت اشاره کرد که در قرن هفدهم در این عمارت زندگی می‌کردند. گفته می‌شود امیلی بر اثر سقوط از دیواره قلعه جان باخته است؛ بازدیدکنندگان گاه صدای جیغی را می‌شنوند که ناگهان قطع می‌شود و هم‌زمان پیکری را در حال سقوط از پشت‌بام می‌بینند که پیش از برخورد با زمین ناپدید می‌شود.

موجود ترسناک دیگر، المنتال (شبح عناصر طبیعت) نام دارد؛ روحی که گفته می‌شود دروئیدها برای محافظت از این مکان احضار کرده‌اند. المنتال با چهره‌ای نیمه‌متلاشی و بوی تعفن شدید ظاهر می‌شود. این روح خبیث تنها زمانی خود را نشان می‌دهد که تحریک شود؛ مانند زمانی در قرن هفدهم که یکی از ساکنان به نام میلدرد داربی جلسات احضار روح را در این قلعه برگزار می‌کرد.

با وجود این همه ساکنان غیرزمینی، تعجبی ندارد که این دژ قرون‌وسطایی همواره در صدر فهرست تسخیرشده‌ترین قلعه‌های اروپا قرار دارد.

۵. قلعه چیلینگهام در انگلستان

در یک روز آفتابی و با نورپردازی مناسب، قلعه چیلینگهام بسیار زیبا و چشم‌نواز به نظر می‌رسد. در محوطه آن اتاق‌های چای، باغ‌های سرسبز و حتی یک دریاچه اختصاصی وجود دارد؛ اما ظاهر زیبای آن نباید شما را فریب دهد. این دژ قرن سیزدهمی در منطقه نورث‌آمبرلند انگلستان، به عنوان تسخیرشده‌ترین قلعه تاریخی بریتانیا شهرت یافته است.

چیلینگهام بالاترین سطح از فعالیت‌های ماوراءالطبیعه را در کشور دارد. گزارش‌های بی‌شماری از سوی بازدیدکنندگان مبنی بر رویت ارواح هولناک ثبت شده و این مکان بارها موضوع مستندهای بررسی پدیده‌های پارانرمال در برنامه‌های تلویزیونی معروفی چون ترسناک‌ترین مکان‌های زمین بوده است.

حتی هنری وادزورث لانگ‌فلو، شاعر نامدار آمریکایی، در توصیف چیلینگهام به عنوان کانون پدیده‌های ماوراءالطبیعه چنین سروده است:

تمام خانه‌هایی که انسان‌ها در آن زیسته و مرده‌اند، خانه‌هایی تسخیرشده‌اند. از میان درهای گشوده، ارواح بی‌آزار در پی ماموریت خویش می‌خزند، با گام‌هایی بی‌صدا روی کف‌پوش‌ها.

تمام خانه‌هایی که انسان‌ها در آن زیسته و مرده‌اند،

خانه‌هایی تسخیرشده‌اند. از میان درهای گشوده،

ارواح بی‌آزار در پی ماموریت خویش می‌خزند،

با گام‌هایی بی‌صدا روی کف‌پوش‌ها.

یکی از مشهورترین ارواح این قلعه، شبح لیدی مری برکلی است؛ ساکن قدیمی این عمارت که همسرش به او خیانت کرد و با خواهرش رابطه نامشروع داشت. می‌گویند روح مری همچنان در تالارهای بزرگ چیلینگهام، به‌ویژه در آپارتمانی که بر اثر شکستگی دل جان سپرد، سرگردان است.

مورد دیگر، شبح درخشانی معروف به پسر آبی‌رنگ است که در گذشته، رأس نیمه‌شب بر مهمانانی که در اتاق صورتی قلعه می‌خوابیدند پدیدار می‌شد. در جریان بازسازی قلعه در دهه ۱۹۲۰، کارگران اسکلت یک کودک را در میان دیوارها کشف کردند. پس از دفن محترمانه این بقایا، پسر آبی‌رنگ دیگر هرگز دیده نشد.

این قلعه امروزه به روی عموم باز است و تورهای شبانه روح‌گردی آن طرفداران زیادی دارد.

۴. آیا قلعه فرانکنشتاین الهام‌بخش مری شلی بود؟

قلعه فرانکنشتاین که با جنگل‌های انبوه احاطه شده و پیشینه‌ای آمیخته با جادوگری و کیمیاگری دارد، از بدنام‌ترین قلعه‌های تسخیرشده اروپا است.

اگرچه نام فرانکنشتاین روی چندین مکان دیگر در آلمان نیز دیده می‌شود، اما این دژ قرن سیزدهمی به دلیل ارتباط احتمالی‌اش با مری شلی، نویسنده رمان کلاسیک فرانکنشتاین (محصول ۱۸۱۸)، اهمیت ویژه‌ای دارد.

این قلعه در سال ۱۲۵۰ میلادی توسط بنیان‌گذار بارونیِ فرانکنشتاین ساخته شد. در طول قرن‌ها، خانواده‌های مختلفی مالک آن بودند، اما داستان اصلی تسخیرشدگی آن به سال ۱۶۷۳ و تولد شخصی به نام یوهان کنراد دیپل در این کاخ بازمی‌گردد.

او پس از رشد، به دانشمندی عجیب و غرق در دنیای کیمیاگری تبدیل شد و آزمایش‌های هولناکی را در میان دیوارهای قلعه انجام داد. دیپل به کالبدشکافی وحشتناک لاشه حیوانات و اعضای بدن انسان‌ها که از قبرستان مجاور دزدیده می‌شدند، متهم بود. او همچنین محلول مرموزی به نام روغن دیپل ساخت که تقطیری از خون، چرم، شاخ و عاج بود و ادعا می‌کرد اکسیر حیات است و هر بیماری را درمان می‌کند.

اقدامات عجیب دیپل خشم شهردار محلی را برانگیخت و او شایعه کرد که دیپل با شیطان هم‌پیمان شده و در آزمایشگاه قلعه در حال خلق یک هیولاست؛ داستانی که بسیار آشنا به نظر می‌رسد.

طبق افسانه‌ها، برادران گریم داستان این دانشمند را برای نامادری‌شان مری شلی تعریف کردند و این شایعات در نهایت منبع الهام شلی برای خلق شاهکارش شد. شلی خود در سال ۱۸۱۴، یعنی چند سال پیش از نگارش کتابش، به این منطقه سفر کرده بود.

همچنین گفته می‌شود جنگل‌های اطراف این قلعه از مکان‌های محبوب برای تجمعات جادوگران در آلمان است و آن‌ها برای نوشیدن از چشمه جوانی موجود در این ملک، به این نقطه دورافتاده می‌آیند.

قلعه فرانکنشتاین هر سال در جشن هالووین میزبان یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای این مناسبت در کشور است و بازیگرانی در نقش ارواح و غول‌ها، فضای این عمارت مخوف را بازسازی می‌کنند.

۳. قلعه ادینبورگ در اسکاتلند

قلعه ادینبورگ اسکاتلند به دلیل آمار بالای گزارش‌های مربوط به پدیده‌های ماوراءالطبیعه که ریشه در تاریخ تاریک شکنجه‌ها و اعدام‌ها دارد، بسیار مشهور است.

این بنا در ابتدا در قرن دوازدهم به عنوان یک دژ نظامی ساخته شد و بعدها به اقامتگاه سلطنتی تبدیل گشت. این قلعه ۹۰۰ ساله، سیاه‌چال‌های متعددی دارد که روزگاری محل نگهداری چهره‌های بدنام تاریخ بوده است.

یکی از ارواح معروف این مکان، بانوی خاکستری‌پوش نام دارد؛ نجیب‌زاده‌ای که گاه در حال گریه در راهروها دیده می‌شود. تصور می‌شود او روح لیدی جانت داگلاس باشد که در قرن شانزدهم در این قلعه زندانی و سپس به اتهام جادوگری در آتش سوزانده شد. شبح دیگر مربوط به مردی است که بوی کود حیوانی می‌دهد و تلاش می‌کند بازدیدکنندگان را از دیواره‌های قلعه به پایین پرتاب کند.

طبل‌زن بدون سر نیز از دیگر ارواح رویت‌شده در این دژ است. در سال ۱۶۵۰، هنگامی که اولیور کرامول به قلعه حمله کرد، این شبح در حال نواختن طبل هشدار دیده شد و از آن زمان، دیدن او نشانه‌ای از خطر قریب‌الوقوع تلقی می‌شود.

۹ قلعه تسخیرشده با تاریخچه‌ای خونین؛ از دژ فرانکنشتاین تا قلعه مونته‌بلو

در سال ۲۰۰۱، قلعه ادینبورگ محل یک آزمایش علمی گسترده در زمینه پدیده‌های پارانرمال بود. به گزارش روزنامه گاردین در آن زمان، روان‌شناسی به نام ریچارد وایزمن سرپرستی این تحقیق را بر عهده داشت که در آن بیش از ۲۰۰ شرکت‌کننده در راهروها پرسه زدند تا هرگونه فعالیت غیرعادی را گزارش کنند.

وایزمن به شرکت‌کنندگان نگفته بود کدام بخش‌های قلعه بر اساس شایعات تسخیرشده هستند، اما خروجی آزمایش نشان داد که افراد تجربیات ماوراءالطبیعه به مراتب بیشتری را در بخش‌هایی گزارش کردند که پیش‌تر شایعه تسخیرشدگی آن‌ها وجود داشت؛ امری که نشان می‌داد اتفاقاتی در جریان است.

وایزمن در این رابطه گفت:

بسیاری از تجربیات گزارش‌شده توسط مردم نسبتا شدید بودند. برخی شبح دیدند، بسیاری احساس کردند تحت نظر هستند و عده‌ای نیز حس کردند لباسشان کشیده یا لمس شده است.

بسیاری از تجربیات گزارش‌شده توسط مردم نسبتا شدید بودند. برخی شبح دیدند، بسیاری احساس کردند تحت نظر هستند و عده‌ای نیز حس کردند لباسشان کشیده یا لمس شده است.

زنی گزارش داد که صدای نفسی را از گوشه اتاق شنیده که مدام بلندتر می‌شد. او فکر کرد جرقه‌ای از نور را در آن گوشه دیده، اما از شدت ترس جرات نکرده به پشت سرش نگاه کند.

این شواهد سبب شده تا بسیاری قلعه ادینبورگ را یکی از تسخیرشده‌ترین مکان‌های اروپا بدانند، هرچند رقابت برای کسب این عنوان بسیار فشرده است.

۲. دختربچه‌ای که در قلعه مونته‌بلو پرسه می‌زند

قلعه مونته‌بلو (Castello di Montebello) در میان تپه‌های ایتالیا و در حومه سان مارینو واقع شده است. این دژ قرون‌وسطایی در حدود سال ۱۰۰۰ میلادی برای محافظت از مسیر راهبردی میان منطقه تاریخی مونتفلترو و توسکانی ساخته شد. این بنا بعدها به اقامتگاه نجیب‌زادگان تبدیل گردید؛ از جمله دختربچه‌ای که شهرت جن‌زدگی این قلعه را رقم زد.

بر اساس اطلاعات وب‌سایت رسمی قلعه، لرد فئودالی که در نیمه دوم قرن چهاردهم در این دژ زندگی می‌کرد، دختری داشت که مبتلا به زالی (آلبینیسم) بود.

در آن دوران، این بیماری گاهی با جادوگری و شوم بودن مرتبط دانسته می‌شد، به همین دلیل والدین دختر تلاش کردند موهای او را مشکی کنند تا بیماری‌اش پنهان بماند. اما موهای او به رنگ آبی روشن درآمد و به همین دلیل دخترک را آزورینا به معنای دخترک آبی نامیدند.

پس از شکست این تلاش، والدینش تصمیم گرفتند برای محافظت از او، دخترک را در میان دیوارهای قلعه پنهان و محبوس کنند. در ۲۱ ژوئن ۱۳۷۵، هنگامی که او در یکی از تونل‌های زیرزمینی دژ سرگرم توپ‌بازی بود، ناگهان ناپدید شد و دیگر هرگز اثری از او یافت نشد.

امروزه گفته می‌شود روح آزورینا هر پنج سال یک بار در سالگرد ناپدید شدنش ظاهر می‌شود و همین امر، قلعه مونته‌بلو را به یکی از تسخیرشده‌ترین نقاط ایتالیا تبدیل کرده است.

۱. قلعه هوسکا و دروازه ورود به جهنم

قلعه هوسکا در جمهوری چک، یک دژ گوتیک معمولی نیست. باورهای عامیانه محلی حاکی از آن هستند که این قلعه تنها برای پوشاندن و مسدود کردن شکاف بزرگی در سنگ‌های آهکی زیرین آن ساخته شده است؛ شکافی که ادعا می‌شود به طور مستقیم به جهنم راه دارد.

۹ قلعه تسخیرشده با تاریخچه‌ای خونین؛ از دژ فرانکنشتاین تا قلعه مونته‌بلو

پیش از ساخت این قلعه در قرن سیزدهم، گفته می‌شد شیاطین از این گودال خارج می‌شدند و روستاییان را با خود به درون آن می‌کشیدند. با این حال، در اسناد رسمی آمده است که این بنا به عنوان مرکز اداری جدید برای پادشاه منطقه ساخته شده بود.

با این وجود، افسانه‌های مربوط به دروازه جهنم با گذشت زمان کمرنگ نشدند. داستان دیگری روایت می‌کند که به زندانیان محکوم به اعدام پیشنهاد می‌شد در صورت داوطلب شدن برای پایین رفتن با طناب به درون این گودال بی‌انتها و گزارش دیده‌های خود، بخشیده شوند. بر اساس روایات، مرد جوانی این پیشنهاد را پذیرفت، اما پس از چند لحظه با جیغ و فریاد به بالا کشیده شد، در حالی که از شدت وحشت تمام موهای سرش سفید شده بود.

همه این داستان‌ها را باور ندارند، اما یکی از کسانی که به آن اعتقاد داشت، هاینریش هیملر بود. هنگامی که ارتش آلمان در جریان جنگ جهانی دوم چک‌اسلواکی را اشغال و این قلعه را تصرف کرد، شایعاتی پخش شد مبنی بر اینکه هیملر و دیگر مقامات نازی مراسمی تاریک را در این دژ برگزار می‌کردند تا از نیروهای جهنمی بهره ببرند. بومیان نیز از شنیدن صداهای عجیب و دیدن نورهای مشکوک در شب‌های قلعه گزارش می‌دادند.

امروزه بازدیدکنندگان این قلعه اسرارآمیز، صداهای خراشیده‌ای را از زیر کف کلیسای کوچک قلعه می‌شنوند؛ صداهایی که شاید حاصل پنجه کشیدن شیاطین گرفتار در اعماق زمین باشد.

همکاری داوطلبانه OpenAI با فرمان جدید ترامپ برای بررسی ایمنی هوش مصنوعی

جورج آزبورن (George Osborne)، مدیر بخش امور کشورهای شرکت OpenAI، اعلام کرد که این کمپانی به صورت داوطلبانه از فرمان اجرایی جدید دونالد ترامپ (Donald Trump)، رئیس‌جمهور آمریکا، در زمینه هوش مصنوعی پیروی خواهد کرد.

شرکت OpenAI، سازنده هوش مصنوعی محبوب ChatGPT، اعلام کرد که به طور داوطلبانه از فرمان اجرایی جدید دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، برای ارزیابی و بررسی مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی تبعیت خواهد کرد. بر اساس این فرمان، شرکت‌های فناوری موظفند پیش از عرضه عمومی محصولات خود، دسترسی لازم را برای بررسی‌های امنیتی به دولت بدهد.

این فرمان اجرایی که روز سه‌شنبه به امضای دونالد ترامپ رسید، از شرکت‌های پیشرو در حوزه فناوری درخواست می‌کند (بدون الزام قانونی شدید) تا دسترسی به جدیدترین مدل‌های هوش مصنوعی خود را ۳۰ روز پیش از رونمایی رسمی، در اختیار دولت قرار دهند.

نکته قابل توجه در این دستورالعمل، تغییر مفاد آن نسبت به پیش‌نویس اولیه است. در طرح اولیه مقرر شده بود که شرکت‌ها اطلاعات و مدل‌های خود را ۹۰ روز قبل از عرضه عمومی ارائه کنند؛ اما این بند پس از مخالفت‌های گسترده عمومی و همچنین ابراز تردیدهای شخصی دونالد ترامپ، تعدیل شد و به یک ماه کاهش یافت.

شرکت OpenAI قصد دارد مدل‌های نسل جدید خود را برای مشارکت در یک فرآیند شاخص‌گذاری و سنجش استاندارد (Benchmarking) ارائه دهد. هدف اصلی این ارزیابی‌ها، سنجش قابلیت‌های سایبری پیشرفته در مدل‌های هوش مصنوعی و همچنین تعیین دقیق معیارهایی است که بر اساس آن‌ها، یک مدل هوش مصنوعی به عنوان «دل پیشرو و تحت پوشش نظارتی طبقه‌بندی می‌شود.

جورج آزبورن، مدیر بخش امور کشورها در شرکت OpenAI، طی سخنرانی خود در رویداد فناوری SXSW در لندن اظهار داشت:

شرکت OpenAI همواره به طور پیش‌دستانه و داوطلبانه، راهکارهایی را به دولت‌ها پیشنهاد داده است تا بتوانند چالش‌های مربوط به ایمنی و امنیت هوش مصنوعی را رصد و مدیریت کنند. این رویکرد تعاملی ما تنها محدود به ایالات متحده نیست، بلکه نگاهی فراملی و جامع‌تر را دنبال می‌کند.

شرکت OpenAI همواره به طور پیش‌دستانه و داوطلبانه، راهکارهایی را به دولت‌ها پیشنهاد داده است تا بتوانند چالش‌های مربوط به ایمنی و امنیت هوش مصنوعی را رصد و مدیریت کنند. این رویکرد تعاملی ما تنها محدود به دی ال بازی ایالات متحده نیست، بلکه نگاهی فراملی و جامع‌تر را دنبال می‌کند.

تحلیلگران حوزه فناوری این اقدام OpenAI را گامی هوشمندانه برای کاهش تنش‌ها با دولت جدید آمریکا و همراه کردن حاکمیت با سرعت شتابان توسعه هوش مصنوعی ارزیابی می‌کنند.

تصمیم ناگهانی فیفا: ممنوعیت ورود بطری به ورزشگاه‌ها در جام جهانی ۲۰۲۶

با بازنگری ناگهانی در ضوابط امنیتی مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶، تماشاگران دیگر مجاز به همراه داشتن قمقمه‌های شخصی در استادیوم‌ها نخواهند بود؛ تصمیمی چالش‌برانگیز که در آستانه این تورنمنت بزرگ، دغدغه‌های جدی را درباره چگونگی تأمین آب آشامیدنی هواداران در روزهای گرم تابستان ایجاد کرده است.

فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) در تصمیمی ناگهانی و با اصلاح دستورالعمل‌های انضباطی خود، ورود هرگونه بطری آب قابل استفاده مجدد (تراول‌ماگ و قمقمه) را به ورزشگاه‌های میزبان جام جهانی ۲۰۲۶ ممنوع اعلام کرد. این تصمیم که به دلایل امنیتی اتخاذ شده، موجی از نگرانی را در میان هواداران فوتبال درباره نحوه مواجهه با گرمای هوا ایجاد کرده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز، فیفا تا ماه گذشته به هواداران اجازه داده بود تا بطری‌های پلاستیکی خالی، شفاف و قابل استفاده مجدد را تا ظرفیت حداکثر یک لیتر با خود به درون ورزشگاه‌ها ببرند. با این حال، نهاد حاکم بر فوتبال جهان روز پنجشنبه اعلام کرد که طبق ضوابط جدیدی که از روز سه‌شنبه لازم‌الاجرا شده، ورود این اشیاء نیز به کلی ممنوع است.

بر اساس مصوبه جدید، به منظور پیشگیری از پرتاب اشیاء به سمت بازیکنان یا تماشاگران و کاهش خطرات ناشی از آسیب‌دیدگی، ورود انواع بطری، لیوان، ظروف شیشه‌ای و قوطی‌های فلزی به محوطه سکوها ممنوع خواهد بود.

فیفا در بیانیه‌ای رسمی که در اختیار رویترز قرار گرفته است، اعلام کرد:

فیفا خود را متعهد به حفظ سلامت و امنیت تمامی بازیکنان، داوران، تماشاگران، داوطلبان و کادر اجرایی می‌داند. تصمیم به ممنوعیت ورود بطری‌ها صرفا جهت پیشگیری از خطرات احتمالی و صدمه به بازیکنان و حاضران در ورزشگاه اتخاذ شده است. در حال حاضر نیز ورود بطری از خارج از ورزشگاه در بسیاری از این استادیوم‌ها ممنوع است و فیفا تنها این قانون را به تمامی ورزشگاه‌های میزبان تورنمنت تعمیم داده است.

فیفا خود را متعهد به حفظ سلامت و امنیت تمامی بازیکنان، داوران، تماشاگران، داوطلبان و کادر اجرایی می‌داند. تصمیم به ممنوعیت ورود بطری‌ها صرفا جهت پیشگیری از خطرات احتمالی و صدمه به بازیکنان و حاضران در ورزشگاه اتخاذ شده است. در حال حاضر نیز ورود بطری از خارج از ورزشگاه در بسیاری از این استادیوم‌ها ممنوع است و فیفا تنها این قانون را به تمامی ورزشگاه‌های میزبان تورنمنت تعمیم داده است.

این اقدام فیفا با انتقاد و نگرانی حامیان فوتبال همراه شده است؛ چرا که پیش‌بینی می‌شود دمای هوا در زمان برگزاری مسابقات در برخی شهرهای میزبان بین ۲۶ تا ۲۸ درجه سانتی‌گراد باشد. دغدغه اصلی تماشاگران، چگونگی دسترسی به آب آشامیدنی در فضای داخلی ورزشگاه‌ها در چنین شرایط جوی است.

در پاسخ به این نگرانی‌ها، فیفا تأکید کرده است که تدابیر ویژه‌ای از جمله ایجاد ایستگاه‌های آبرسانی برای رفاه حال تماشاگران در نظر گرفته شده است.

در بخش دیگری از بیانیه فیفا آمده است:

ما به طور تنگاتنگ با کمیته‌های اجرایی شهرهای میزبان و مقامات محلی در حال همکاری هستیم تا راهکارهای کاهش گرما را برای هواداران اجرایی کنیم. این اقدامات شامل تعبیه ایستگاه‌های مه‌پاش، سیستم‌های سرمایشی و پنکه‌های بزرگ، ایستگاه‌های توزیع آب و چادرهای خنک‌کننده در محوطه بیرونی ورزشگاه‌ها خواهد بود. همچنین در داخل استادیوم‌ها، قیمت‌گذاری بطری‌های آب آشامیدنی مطابق با نرخ سایر رویدادهای استاندارد برگزارشده در این مجموعه‌ها تثبیت شده است و افزایش نخواهد یافت.

ما به طور تنگاتنگ با کمیته‌های اجرایی شهرهای میزبان و مقامات محلی وی دانلود در حال همکاری هستیم تا راهکارهای کاهش گرما را برای هواداران اجرایی کنیم. این اقدامات شامل تعبیه ایستگاه‌های مه‌پاش، سیستم‌های سرمایشی و پنکه‌های بزرگ، ایستگاه‌های توزیع آب و چادرهای خنک‌کننده در محوطه بیرونی ورزشگاه‌ها خواهد بود. همچنین در داخل استادیوم‌ها، قیمت‌گذاری بطری‌های آب آشامیدنی مطابق با نرخ سایر رویدادهای استاندارد برگزارشده در این مجموعه‌ها تثبیت شده است و افزایش نخواهد یافت.

گفتنی است جام جهانی ۲۰۲۶ با حضور ۴۸ تیم و به میزبانی مشترک سه کشور ایالات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک، از ۲۱ خرداد (۱۱ ژوئن) تا ۲۸ تیر (۱۹ ژوئیه) برگزار خواهد شد.

خطرناک‌ترین قاچاقچی مکزیک چگونه امپراتوری مواد مخدر خود را بنا کرد

ال منچو، خطرناک‌ترین قاچاقچی مکزیک، کشته شد. بعد از این اتفاق، مکزیک شاهد راه‌بندان‌ گسترده در بزرگراه‌ها، تعطیلی فرودگاه‌ها و درگیری‌های مسلحانه بود که خیابان‌های شهر را به میدان جنگ تبدیل کرد. این مرد که مدت‌ها یکی از قدرتمندترین و اسرارآمیزترین شخصیت‌ها در قاچاق مواد مخدر جهانی محسوب می‌شد، سرانجام سقوط کرد.

ال منچو چه کسی بود؟ از ریشه‌های روستایی تا جاه‌طلبی جنایی

مکزیک اکنون مردی را که برای او جایزه ۱۵ میلیون دلاری تعیین شده بود، کشته است و کارتل او ظرف چند ساعت ۵ ایالت را به آتش کشید.

خطرناک‌ترین قاچاقچی مکزیک چگونه امپراتوری مواد مخدر خود را بنا کرد

نمسیو روبن اوسگرا سروانتس در تپه‌های صعب‌العبور میچوآکان به دنیا آمد و آغاز زندگی او بسیار ساده بود. او در یک جامعه کشاورزی روستایی بزرگ شد و سپس در دهه ۱۹۸۰ به‌عنوان مهاجر غیرمجاز به ایالات متحده مهاجرت کرد. در کالیفرنیا، قاچاق مواد مخدر منجر به دستگیری و محکومیت او در اواسط دهه ۱۹۹۰ شد. پس از گذراندن تقریباً سه سال در زندان آمریکا، در سن ۳۰ سالگی به مکزیک بازگشت.

او به‌ جای عقب‌نشینی از جرم و جنایت، عمیق‌تر در آن غوطه‌ور گردید. اوسگرا در کشور خود، زندگی کارتلی را پذیرفت و سرانجام با کارتل میلنیو متحد شد. زمانی که این سازمان در اواخر دهه ۲۰۰۰ شکست خورد، او فرصت را غنیمت شمرد و همراه با هم‌پیمانانش، بنیان کارتل نسل جدید خالیسکو، معروف به CJNG، را حدود سال ۲۰۰۷ بنا نهاد. این کارتل به یکی از خشونت‌بارترین گروه‌های جنایی تاریخ مکزیک تبدیل شد.

ساخت کارتل از طریق ایجاد ترس

در سال ۲۰۲۰، ال منچو تلاش کرد عمر گارسیا هارفوش را ترور کند زیرا به گفته خودش، او اجازه نمی‌داد کار کند. با وجود تمام خطرات، عمر زنده ماند و پنج سال بعد به مقام وزیر امنیت عمومی رسید و ال منچو را نابود کرد.

تحت رهبری ال منچو، CJNG به سرعت در سراسر مکزیک و فراتر از آن گسترش یافت. اگرچه از نظر بین‌المللی به اندازه کارتل سینالوا مشهور نبود، اما در داخل مکزیک به دلیل خشونت شدید و استفاده از تسلیحات نظامی شهرت داشت. این کارتل صرفاً یک شبکه قاچاق نبود؛ بلکه مانند یک نیروی شبه‌نظامی عمل می‌کرد و از خودروهای زرهی، تسلیحات سنگین و راکت‌اندازها بهره می‌برد.

در سال ۲۰۱۵، در جریان تلاش ناموفق برای دستگیری او، افراد مسلح کارتل یک هلیکوپتر ارتش مکزیک را با راکت‌انداز سرنگون کردند. CJNG همچنین پیشگام در استفاده از پهپادهای مسلح و دستگاه‌های انفجاری بود و سطح پیچیدگی تاکتیکی جنگ کارتل‌ها را افزایش داد. این گروه همچنین مظنون به تلاش برای ترور یک مقام امنیتی عالی در مکزیکوسیتی در سال ۲۰۲۰ با استفاده از نارنجک و تفنگ‌های قدرتمند بود.

در همین حال، کارتل به‌عنوان نیروی غالب در قاچاق فنتانیل، مت‌آمفتامین و کوکائین به ایالات متحده تثبیت شد. مقامات آمریکایی و اداره مبارزه با مواد مخدر (DEA)، آن را تهدیدی برای امنیت ملی دانستند. با این حال، ال منچو از صحنه عمومی دوری می‌کرد. برخلاف خوآکین ال چاپو گوزمان که به شهرت علاقه داشت، اوسگرا ترجیح می‌داد ناشناخته بماند. چند عکس تأییدشده از او منتشر گردید، اما رمز و رازش بخشی از قدرت او ماند.

سود بردن از خلأ قدرت

کاهش قدرت کارتل سینالوا پس از دستگیری و استرداد خوآکین گوزمان، فرصت تازه‌ای ایجاد کرد. درگیری‌های داخلی، نفوذ سینالوا را تضعیف نمود و CJNG به سرعت قلمرو جدیدی را تصاحب کرد و مسیرهای سودآور فنتانیل را گسترش داد. سال‌ها ال منچو در راس چیزی ایستاد که بسیاری تحلیلگران آن را قدرتمندترین سازمان جنایی مکزیک می‌دانستند.

دولت آمریکا جایزه ۱۵ میلیون دلاری برای دستگیری او تعیین کرد. در واشنگتن دی‌سی، او به رهبری یک سازمان جنایی متهم شد.

عملیات در خالیسکو

نیروهای ویژه مکزیک در ایالت غربی خالیسکو عملیات هماهنگ برای دستگیری ال منچو را در نزدیکی تاپالپا، حدود ۱۳۰ کیلومتر از گوادالاخارا، آغاز کردند. با پشتیبانی نیروی هوایی و همکاری اطلاعات مقامات آمریکایی، نیروها وارد عمل شدند و مأموریت به درگیری شدید تبدیل گردید.

به گفته وزارت دفاع مکزیک، نیروهای امنیتی مورد حمله قرار گرفتند. ال منچو و چند تن از همدستان مظنون او در این عملیات کشته شدند. چندین نفر از نیروهای امنیتی نیز در درگیری‌های مرتبط در سراسر منطقه جان خود را از دست دادند.

خطرناک‌ترین قاچاقچی مکزیک چگونه امپراتوری مواد مخدر خود را بنا کرد

ظرف چند ساعت پس از مرگ او، اعضای کارتل آشوب را در حداقل هشت ایالت، از جمله خالیسکو، گواناخواتو و میچوآکان آغاز نمودند. خودروهای آتش گرفته بزرگراه‌ها را مسدود کردند. افراد مسلح کسب‌وکارها را در گوادالاخارا به آتش کشیدند. در پورتو والارتا، دود از ساحل‌ها بلند شد و گردشگران و ساکنان در خانه‌ها پناه گرفتند.

مدارس تعطیل شدند. پروازها لغو گردیدند. دولت‌های خارجی هشدار امنیتی صادر کردند و شهروندان را به ماندن در خانه توصیه کردند. مقیاس انتقام‌جویی نشان‌دهنده دامنه نفوذی بود که ال منچو حفظ کرده بود. حتی در مرگش، سازمان او نشان داد که توانایی فلج کردن مراکز شهری بزرگ را دارد.

مرگ ال منچو یکی از مهم‌ترین ضربات به سازمان‌های جنایی مکزیک در بیش از یک دهه گذشته توصیف ویرایش فایل اکسل انلاین شده است. برای دولت کلودیا شینباوم، این یک ضربه قاطع به ساختار قدرتمند کارتل محسوب می‌شود. مقامات آمریکا نیز این عملیات را به عنوان شاهدی بر تقویت همکاری دوجانبه توصیف کردند.

مطالعه جدید: مارها در شرایط بحرانی به هم‌نوع‌خواری روی می‌آورند

مطالعه‌ای تازه بیش از ۵۰۰ مورد هم‌نوع‌خواری را در میان بیش از ۲۰۰ گونه مار گردآوری کرده و نشان می‌دهد این رفتار بسیار شایع‌تر از آن چیزی است که پیش‌تر تصور می‌شد. مارها احتمالاً برای انتخاب‌های فرصت‌طلبانه خود، به تغذیه از یکدیگر روی می‌آورند؛ رفتاری که گاهی ناشی از محدودیت منابع غذایی یا فشارهای محیطی است.

این پژوهش که در نشریه Biological Reviews منتشر شده، نخستین مرور خرید بک لینک behtarinbacklink.com جامع درباره هم‌نوع‌خواری در مارها را ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد این رفتار در طول تاریخ تکاملی این خزندگان گوشت‌خوار بارها و بارها پدیدار شده است.

هم‌نوع‌خواری در مارها پیش‌تر تنها در رویدادهای پراکنده گزارش شده بود، اما پژوهشگران این مطالعه علاقه‌مند بودند الگوهای این رفتار را بررسی کنند.

برای انجام این تحقیق، گروهی از پژوهشگران برزیلی طی ۲ سال به بررسی مطالعات علمی، کتاب‌ها و مجلات پرداختند تا مشاهدات و روایت‌هایی از خوردن مارها توسط یکدیگر را گردآوری کنند. پژوهشگران موارد ثبت‌شده را به انواع مختلف هم‌نوع‌خواری تقسیم کردند؛ از جمله مواردی که میان جفت‌های در حال جفت‌گیری رخ می‌دهد، میان رقیبان، یا میان مارهای متعلق به یک خانواده.

این مطالعه نشان داد که هم‌نوع‌خواری احتمالاً دست‌کم ۱۱ بار به‌صورت مستقل در طول تاریخ تکاملی مارها پدید آمده است. برخی از این موارد ناشی از کمبود غذا بوده و مارها در قالب آخرین راهکار بقا به خوردن یکدیگر روی آورده‌اند. موارد دیگری نیز در شرایط اسارت رخ داده‌اند؛ جایی که محدودیت فضا و منابع غذایی اندک، مارها را به سمت هم‌نوع‌خواری سوق داده است.

این رویدادها طیف گسترده‌ای از گونه‌های مار را در بر می‌گرفت. خانواده الاپیدها که شامل کبراها می‌شود، حدود ۱۹ درصد از موارد هم‌نوع‌خواری را به خود اختصاص داده‌اند. در مقابل، مارهای کور تنها گروه عمده‌ای بودند که در رویدادهای ثبت‌شده حضور نداشتند. احتمالاً دلیل این امر آن است که این گروه خاص هرگز فک پایینی غیرجوش‌خورده را که امکان باز کردن دهان به اندازه کافی برای بلعیدن یک مار دیگر را فراهم می‌کند، تکامل نداده‌اند.

مطالعه اخیر تصویری جامع از رفتار هم‌نوع‌خواری در میان مارها ارائه می‌دهد، با این حال به احتمال زیاد موارد بسیار بیشتری وجود داشته که هرگز ثبت نشده‌اند.

در مجموع، این مطالعه به دانشمندان کمک می‌کند درک بهتری از رفتار مارها و میزان تلاشی که برای بقا در شرایط نامساعد انجام می‌دهند، به دست آورند.

آیفون‌ ممکن است سرانجام این ویژگی کلیدی خود را از دست بدهد

اپل از زمان عرضه آیفون ۱۴ در ایالات متحده، در تلاش بوده تا سیم‌کارت‌های فیزیکی را حذف کند. آن زمان شرکت شروع به ارائه گوشی‌هایی کرد که فقط از eSIM پشتیبانی می‌کردند و تا زمان عرضه آیفون ۱۷، این استراتژی در حدود دوازده بازار جهانی اجرا شده بود. به نظر می‌رسد امسال این سیاست حتی گسترده‌تر خواهد شد.

اروپا ممکن است به جمع بازارهای ایالات متحده، مکزیک، ژاپن و سایر کشورهایی بپیوندد که اپل آیفون‌های فقط با eSIM عرضه می‌کند. گزارشی از رسانه یونانی Techmaniacs ادعا می‌کند که آیفون ۱۸ مکس و آیفون بک لینک behtarinbacklink.com ۱۸ پرو مکس در بازارهای اروپایی به‌صورت انحصاری با پشتیبانی از دو eSIM عرضه خواهند شد.

همانند مدل‌های آیفون ۱۷، این موضوع می‌تواند به اپل اجازه دهد مدل‌هایی با باتری‌های بزرگ‌تر ارائه دهد، زیرا فضای آزاد شده توسط شیار سیم‌کارت فیزیکی برای باتری استفاده می‌شود. نسخه eSIM آیفون ۱۸ پرو مکس ممکن است باتری با ظرفیت حداکثر ۵,200mAh داشته باشد.

شایعات درباره تصمیم اپل برای رفتن به eSIM در اروپا سال‌هاست که مطرح شده. گزارش‌ها درباره آیفون ۱۷ ادعا می‌کردند که این مدل می‌تواند نخستین آیفون اروپایی بدون سیم‌کارت فیزیکی باشد، اما در نهایت تنها آیفون ایر به‌طور کامل از سیم‌کارت فیزیکی در سراسر جهان حذف شد. این موضوع برای اپل مشکل ایجاد کرد، زیرا eSIM در چین به‌طور گسترده در دسترس نبود و باعث محدود شدن فروش آیفون ایر در آن بازار شد.

اگرچه افزایش ظرفیت باتری خبر خوبی است، اما برخی کاربران آیفون ممکن است با eSIM با مشکل مواجه شوند. با وجود آنکه این فناوری سال‌هاست موجود بوده، برخی اپراتورهای اروپایی هنوز برای فعال‌سازی eSIM هزینه اضافی دریافت می‌کنند. همچنین اپراتورها eSIM را برای طرح‌های پیش‌پرداخت ارائه نمی‌دهند که ممکن است برای مسافران مشکل‌ساز باشد. با این حال، اگر اپل عرضه آیفون با شیار سیم‌کارت فیزیکی را متوقف کند، این وضعیت احتمالاً طی چند سال تغییر خواهد کرد.

تنها دستگاه‌های عرضه شده در ایالات متحده بدون شیار سیم‌کارت فیزیکی، مدل‌های پیکسل ۱۰ هستند. اکثر گوشی‌های هوشمند مدرن دیگر، از جمله آیفون‌های فروخته شده در سراسر جهان، از ترکیب eSIM و سیم‌کارت فیزیکی پشتیبانی می‌کنند.

گسترش استراتژی eSIM-only توسط اپل اجتناب‌ناپذیر بود. طرفدار افزایش ظرفیت باتری هستم، اما سفرهای بین‌المللی کمی گران‌تر خواهد شد. در حالی که برنامه‌های مختلف eSIM مسافرتی وجود دارند، هیچ چیز جایگزین قرار دادن یک کارت محلی پیش‌پرداخت در گوشی و استفاده از داده موبایل ارزان نمی‌شود.

آیا گلکسی S26 اولترا از همین حالا قدیمی به نظر می‌رسد؟

در حالی که تنها چند هفته تا معرفی گلکسی S26 اولترا باقی مانده، تازه‌ترین شایعات منتشرشده از چین نشان می‌دهد که این پرچم‌دار سامسونگ ممکن است از نظر مشخصات فنی، از همین حالا در رقابت عقب بیفتد.

در هفته‌های اخیر، سری شیائومی ۱۸ بارها در گزارش‌های غیررسمی دیده شده و اکنون گزارش خدمات سئو سایت behtarinseo.com جدیدی از سوی افشاگر معتبری به نام دیجیتال چت استیشن، اطلاعات هیجان‌انگیزتری را درباره سیستم دوربین مدل پرو فاش می‌کند.

انتظار می‌رود سری شیائومی ۱۸ شامل یک مدل استاندارد و یک مدل پرو باشد. در حال حاضر اطلاعات زیادی درباره این گوشی‌ها در دسترس نیست، اما پیش‌بینی می‌شود که در ادامه سال جاری میلادی معرفی شوند.

اکنون، افشای جدیدی که از سوی دیجیتال چت استیشن منتشر شده، ادعا می‌کند که شیائومی ۱۸ پرو ممکن است به یک سیستم دوربین دوگانه با وضوح ۲۰۰ مگاپیکسل مجهز شود. این افشاگر به‌طور مشخص نام مدل گوشی را ذکر نکرده، اما با توجه به توضیحات تکمیلی، به‌احتمال زیاد منظور او شیائومی ۱۸ پرو است.

در این پست که در شبکه اجتماعی چینی ویبو منتشر شده، ادعا می‌شود یک پرچم‌دار آینده با نمایشگر ۶.۳ اینچی، از چنین سیستم دوربینی با مگاپیکسل بسیار بالا بهره خواهد برد.

انتظار می‌رود شیائومی ۱۸ پرو و شیائومی ۱۸ پرو مکس از همان زبان طراحی نسل قبلی خود استفاده کنند. همچنین شایعه شده است که مدل شیائومی ۱۸ به دوربین تله‌فوتو پریسکوپی مجهز خواهد شد.

مدل‌های شیائومی ۱۷ و شیائومی ۱۷ پرو نیز به نمایشگرهای ۶.۵ اینچی مجهز بودند، اما مدل پرو از سیستم دوربین پیشرفته‌تری بهره می‌برد. بنابراین بسیار محتمل است که این روند در نسل جدید نیز تکرار شود. همچنین گفته می‌شود ویوو X300 اولترا و اوپو فایند X9s نیز به دوربین اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی و دوربین تله‌فوتو پریسکوپی ۲۰۰ مگاپیکسلی مجهز خواهند بود.

در سوی دیگر، گزارش‌ها حاکی از آن است که گلکسی S26 اولترا به‌جز احتمال اضافه شدن دیافراگم متغیر، ارتقای چشمگیری در بخش دوربین نخواهد داشت. اپل اما در آیفون ۱۷ پرو و آیفون ۱۷ پرو مکس برخی بهبودهای جدید دوربین را معرفی کرد و اکنون تمام دوربین‌های پشتی این گوشی‌ها از حسگرهای ۴۸ مگاپیکسلی موسوم به Fusion استفاده می‌کنند.

با این حال، در حال حاضر نه سامسونگ و نه اپل هیچ گوشی‌ای با دو دوربین ۲۰۰ مگاپیکسلی در سبد محصولات خود ندارند.

هوش مصنوعی‌ها به‌زودی وکیل می‌شوند

بنچمارک جدید Mercor قادر است قابلیت‌های عوامل هوش مصنوعی را در وظایف حرفه‌ای مانند حقوق و تحلیل‌های شرکتی اندازه‌گیری کند. در ابتدا، نمرات آن‌ها بسیار ناامیدکننده بود و هر مدل بزرگ، کمتر از ۲۵ درصد کسب می‌کرد، بنابراین شاید می‌توانستیم نتیجه بگیریم که وکلا دست‌کم فعلاً از جایگزینی توسط هوش مصنوعی در امان هستند.

اما قابلیت‌های هوش مصنوعی می‌تواند تنها در عرض چند هفته به شدت تغییر کند. انتشار Opus 4.6 از شرکت آنتروپیک جدول رده‌بندی‌ها را تکان داد، به‌طوری که مدل جدید آنتروپیک در آزمایش‌های یک‌مرحله‌ای امتیاز ۳۰ درصد کسب کرد و زمانی که چند شانس بیشتر برای حل مسئله داده شد، میانگین ۴۵ درصد را به دست آورد. قابل توجه خرید بک لینک ارزان behtarinbacklink.com است که این نسخه شامل تعدادی ویژگی جدید عامل‌محور بود.

این امتیاز جهش بزرگی نسبت به وضعیت قبلی بوده و نشان‌دهنده پیشرفت در مدل‌های پایه است. برندان فودی، مدیرعامل Mercor که به‌طور خاص تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت: «این جهش در عرض چند ماه، واقعاً دیوانه‌کننده است.»

البته هنوز فاصله زیادی با ۱۰۰ درصد وجود دارد، بنابراین وکلا نیازی نیست که نگران جایگزینی توسط ماشین‌ها در هفته آینده باشند. اما باید اطمینان خود را نسبت به ماه گذشته بسیار کمتر بدانند!

آینه هوشمندی که این روزها نظر همه را به خود جلب کرده است

تصور کنید وارد نمایشگاه CES 2026 شوید، روبروی یک آینه هوشمند بنشینید، یک سلفی ۳۰ ثانیه‌ای بگیرید و سپس نمره‌ای دریافت کنید که نشان دهد شما چقدر پیر شده‌اید.

این آینه هوشمند خاص که Longevity Mirror نام دارد توسط شرکت Nuralogix ساخته شده و با قیمت ۸۹۹ دلار عرضه می‌شود. این دستگاه از فناوری موسوم به «تصویربرداری اپتیکال ترنس‌درمال» استفاده می‌کند تا الگوهای جریان خون در صورت شما را اندازه‌گیری نماید. بر اساس این داده‌ها، مجموعه‌ای از شاخص‌های سلامت شامل ضربان قلب، فشار خون، ریسک بیماری‌های قلبی عروقی، سلامت متابولیک، سن فیزیولوژیک و حتی سلامت روان ارزیابی می‌شوند. تمام این شاخص‌ها سپس در قالب یک امتیاز طول عمر از ۱ تا ۱۰۰ ارائه می‌گردند. هرچه عدد بالاتر باشد، وضعیت بهتر است.

شرکت Nuralogix همچنین در حال توسعه یک سرویس مشاوره سلامت است که شما را به یک متخصص سلامت متصل می‌کند تا بینش بیشتری درباره نتایج خود دریافت کنید. این سرویس سالانه ۳۹۹ دلار هزینه خواهد داشت. در غیر این صورت، یک دستیار هوش مصنوعی داخلی به شما کمک خواهد کرد نتایج را تحلیل کنید. انتظار می‌رود این دستگاه در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ عرضه شود و قیمت ۸۹۹ دلاری شامل اولین سال سرویس است. پس از آن، هزینه سالانه ۹۹ دلار خواهد بود.

فناوری‌های مرتبط با طول عمر به نظر می‌رسد که یکی از ترندهای نوظهور حوزه سلامت در CES امسال باشند. شرکت Withings نیز ترازوی هوشمند جدیدی معرفی کرده که آن را «ایستگاه طول عمر» می‌نامد، در حالی که شرکت‌های دیگر از طریق تحلیل هورمونی ادرار وارد مسیر پیشگیری در حوزه سلامت شده‌اند. شرکت‌هایی مانند Whoop و Oura نیز اخیراً شاخص‌های مرتبط با طول عمر را به ردیاب‌های سلامت خود اضافه کرده‌اند. نکته جالب Longevity Mirror این است که روشی بدون تماس با بدن بوده و لینک ورودی مهم‌تر از آن، هیچ مایعات بدنی مانند خون، ادرار یا بزاق در آن دخیل نیست. باید دید آیا افراد تمایل دارند در مسیر زندگی خود، چنین ارزیابی سلامتی را تجربه کنند یا خیر.